من شاعرم و اصل شعر احساسات شاعرانه است؛ اما آیا حس خالص برای خلق یک اثر ماندگار کافی است؟ بعضی از پیشنهادهای چاپ کتاب که دریافت میکنیم مربوط به کتابهای شعر است. بسیاری از این شعرها نه مفهوم بدیع و زیبایی دارند، نه فنون شعر را بهدرستی رعایت کردهاند و خلاصه آنکه فقط خود شاعر و احتمالاً دوستانش نظر مثبتی به آن متنی که اسمش را شعر گذاشتهاند دارند.
شعر؛ تجسم هوش کلامی و تسلط بر واژگان
برای سرودن شعر، فقط حس شاعرانه کافی نیست بلکه تسلط بر کلمات و ظرافتهای کلامی نقش مهمی دارد. اگر «سعدی» استاد سخن نامیده میشود فقط حس شاعرانهاش باعث رسیدن او به چنین جایگاهی نبوده است، بلکه همزمان با حس شاعرانه، تسلط او بر کلمات و اصطلاحات، این قدرت را به او بخشیده است. شعر، تجسم هوش کلامی است و ویژگی مشترک شاعران قدرتمند در این نکته است که بر کلمات مسلط هستند و بهخوبی میتوانند زبان را به خدمت بیان افکار و احساسات خود درآورند.
برای آنکه شاعر موفقی شوید باید زیاد شعر بخوانید. لازم است قبل از اینکه تصمیم به چاپ کتاب شعرتان بگیرید در جلسات ادبی که با حضور شاعران و منتقدانِ شعر برگزار میشود، شعرتان را خوانده باشید و بهمرور با نظرات اصلاحی آنها شعر شما بهتر شده باشد و پس از آن تصمیم به چاپ کتاب شعر بگیرید. برای آشنایی بیشتر با اصول آمادهسازی و استانداردهای نشر اثر، مطالعه مقاله جامع چاپ کتاب از نوشتن تا انتشار در انتشارات کلید پیشنهاد میشود. همچنین میتوانید منابع بینالمللی مانند راهنمای نویسندگان در The Balance را برای استراتژیهای نشر مطالعه کنید.
بازاریابی کتاب شعر؛ راز فروش در بازار نشر
قبول دارم که کتابهای شعرِ پرفروشی در بازار هستند که از نظر فنون شعر ضعیفاند، ولی توجه داشته باشید که معمولاً این کتابهای شعر، قبل از چاپ، بازاریابی خوبی داشتهاند. یکی از این شاعران را میشناسم که بیش از دو سال است کانالی تخصصی دارد و هرروز در آن مطالبی منتشر میکند و بهمرور زمان و در طیِ این دو سال، مخاطبان خود را جذب کرده است. او پس از اینکه اعلام کرد کتابش را چاپ کرده، همان مخاطبان کانال، مشتریان کتاب او شدند.
در حالت کلی و حتی اگر کتاب شعر شما در حد عالی هم باشد، توصیه نمیکنم بدون بازاریابی مناسب، آن هم مدتها قبل از چاپ کتابتان، کتاب شعر چاپ کنید. در مدت ۲۰ سال که ناشر و کتابفروش بودهام تا حالا ندیدهام یک مشتری به کتابفروشی بیاید و بگوید یک کتاب شعر، هر چه بود، بدهید. در حقیقت، مشتریانِ کتاب شعر، قبل از خرید، تصمیم خود را میگیرند و در کتابفروشی، دنبال شاعری هستند که از قبل او یا آثارش را میشناسند؛ در صورتی که در مورد موضوعات کاربردی، اغلب اتفاق میافتد که خریدار در بین کتابهای یک موضوعِ خاص جستجو میکند و کتابی که بیشتر مورد علاقهاش واقع شود را برمیدارد.
دلنوشتهها و واقعیتهای بازار نشر
این اتفاق را بسیار بیشتر در درخواست چاپ متون دلنوشته دیدهام. نوشتههایی که معمولاً سرشار از احساس هستند، اما نویسندهی آن دامنهی لغات محدودی دارد، فنون ادبی را بلد نیست و نوشتههایش بسیار خام هستند. بهطور معمول، نویسندگانِ دلنوشتهها چون حتی حوصله نداشتهاند دنبال موزون کردن کلام و یافتن قافیههای حداقل از نظر ظاهری مشابه بگردند، نام متنهای خود را دلنوشته گذاشتهاند. البته باید گفت که دلنوشتهها نیز اگر کیفیت بالایی نداشته باشند، ولی از بازاریابی بلندمدت و مداوم برخوردار شوند (همانند کتابهای شعر که خوب بازاریابی شدهاند)، احتمال پرفروش شدن دارند. برای کسب اطلاعات درباره سودآوری و برنامهریزی اثر، مقاله آیا چاپ کتاب سود دارد را در سایت کلید مطالعه کنید.
نوشتن یک کتاب برایم کافی است!
درست است که از لحاظ قوانین نشر و ظاهراً بین نویسندهای که فقط یک کتاب چاپ کرده با نویسندهای که چندین کتاب منتشر کرده فرقی نیست و هر دو نفر نویسنده حساب میشوند، ولی فراموش نکنید که ماندن در دایرهی کتاباولیها گاهی نوعی غیرحرفهای بودن نیز محسوب میشود؛ مگر اینکه اولین کتاب شما مورد استقبال زیاد قرار بگیرد. شما کمتر نویسندهی مطرحی خواهید یافت که کمتر از سه تا ۱۰ جلد کتاب داشته باشد. وقتی که کتاب اولتان را چاپ کردید، کار نویسندگی خود را تمامشده ندانید و به کتاب بعدی خود فکر کنید؛ مگر اینکه هدفتان از چاپ کتاب، نوعی رزومهسازی در همان حد یک کتاب بوده باشد.
نیازی به سبک شخصی در نویسندگی ندارم!
اگر نویسندگی واقعاً عشق و علاقهی شما است، از همان آغاز نوشتنِ اولین کتابتان به فکر ایجاد سبک و برند نوشتاری خود باشید. البته این موضوع، چیزی نیست که در مدت یکی دو سال به دست بیاید و گاهی به سالها تلاش و تجربه نیاز دارد، ولی به هر حال باید از همان ابتدای کارِ نویسندگی با توجه به مهارت و علاقههایتان در زمینهی نوشتن به فکر ایجاد یک مزیت رقابتیِ برخاسته از سبک مخصوص به خودتان باشید و تفاوتی نوشتاری در آثارتان به وجود بیاورید.
نویسندگانی که بعد از سالها تلاش به این سطح میرسند، تبدیل به پرفروشترین نویسندگان در سطح ملی و بینالمللی میشوند. آنها بهطور هوشمندانه به مسیر رشد خود در زمینهی نویسندگی نگاه کرده و موضوع کتابها و محتوای آنها را هوشمندانه انتخاب میکنند. نام یک نویسنده در یک شب یا حتی بیشتر اوقات در یکیدو سال برند نمیشود، بلکه تلاش هر روز و هر سال او است که بعد از مدتی معین او را به یک نویسندهی مطرح تبدیل میکند؛ پس شما نیز از همین امروز با استفاده از خلاقیت، تفکر و جستجوی بیشتر، نکتههایی که میتواند شما را از دیگر نویسندگانی که در حوزهی شما مینویسند جدا کند تشخیص دهید و پس از تشخیص مزیت رقابتیتان آن را تقویت کنید.

