دوستم ناشر است! این جملهای است که خیلی از نویسندگان برای توجیه انتخاب ناشر به زبان میآورند؛ اما آیا داشتن مجوز نشر بهتنهایی ضامن موفقیت کتاب شماست؟ تا زمان چاپ اولِ این کتاب، «وزارت ارشاد اسلامی» حدود ۱۷ هزار مجوز انتشارات صادر کرده است، اما واقعیت این است که دارندگان این ۱۷ هزار مجوز، ناشر نیستند و فقط مجوز نشر دارند.
برای اکثر این ناشران، فعالیت در زمینهی کتاب، شغل دوم یا چندم آنها است. تعداد ناشران فعال و واقعی کتاب ایران کمتر از هزار ناشر است. منظورم از ناشر فعال، ناشری است که شغل او انتشار کتاب است و درآمد اصلی او از این طریق به دست میآید. چنین ناشری حرفهای است، زیر و بم کار کتاب را میشناسد و مشاورههای حرفهایِ او در زمینهی چاپ کتابتان میتواند کیفیت کتاب شما را خیلی بالا ببرد و باعث فروش بیشتر کتابتان شود. ناشرانِ حرفهای با شبکههای پخش، روابط خوبی دارند و کتابی که توسط آنها منتشر شود بهصورت بالقوه امکان عرضهی راحتتر در کتابفروشیهای کشور را خواهد داشت.
فراموش نکنید که:
- کسی که کارمند اداری است و مجوز نشر نیز دارد، ناشر واقعی نیست.
- کسی که شرکت تبلیغاتی دارد و حداکثرِ فعالیت انتشاراتی او چاپ کتاب دایرکتوری مشاغل است، ناشر نیست.
- کسی که یک کتاب نوشته و برای چاپ کتاب خودش مجوزِ نشر گرفته، ناشر نیست.
دربارهی انتخاب یک ناشرِ مناسب و حرفهای و اینکه در انتخاب یک ناشر به چه مواردی باید دقت کنیم که کتابمان بیشتر به فروش برود، در دورهی «خلق کتاب موفق» بهطور کامل صحبت میکنم.
این ناشر، کتاب موفقی چاپ کرده پس کتاب من را چاپ کند موفق میشود؟
بعضی نویسندگان، کتاب پرفروشی از یک ناشر را ملاک قرار داده و فکر میکنند چاپ کتابشان توسط همان ناشر باعث تکرار این موفقیت در مورد اثر خودشان خواهد شد. ممکن است آن ناشر، کتاب شما را قبول و چاپ کند و نسبت به ناشران دیگر هم هزینهی بیشتری از شما بگیرد، اما از هیچکدام از شبکههای پخش و فروشی که دارد برای فروش کتاب شما استفاده نکند!
یکی از مدرسانی که من در کلاس او شرکت کرده بودم کتابی منتشر کرد. در جلسهای حضوری که ایشان را ملاقات کردم، خودش و بدون اینکه من سؤالی کرده باشم گفت که چون اسم فلان ناشر در فروش کتاب تأثیر دارد کتابم را برای چاپ به او دادم، اما الآن یک سال از چاپ کتاب گذشته ولی آن ناشر، کتابم را حتی در لیست کتابهای چاپ شدهاش هم نیاورده و در وبسایت انتشاراتش نیز نامی از کتاب من نیست. در هیچکدام از نمایشگاههای کتاب چه نمایشگاه بینالمللی و چه نمایشگاه اختصاصی، این کتاب موجود نیست و در مراکز پخش به چشم نمیخورد. باید پرسید وقتی هیچکدام از این ابزارها مورد استفاده قرار نگرفته، پس هزینهی چندبرابریِ نویسنده و سرمایهگذار این کتاب و انتخاب یک نام خاص چه توجیهی دارد؟! برای درک ساختار درست همکاری و ارزیابی شرایط، راهنمای سرمایهگذاری ناشر برای چاپ کتاب را مطالعه فرمایید.
حوصله بحثهای حقوقی را ندارم!
در تاریخ نشر ایران نمونههای زیادی از این اشتباهات هست. «مهدی آذر یزدی» نویسندهی مجموعه کتاب پرفروش «قصههای خوب برای بچههای خوب» اواخر عمر، شرایط اقتصادی خوبی نداشت. همیشه این سؤال برای من مطرح بود که چرا با وجود پرفروش بودن کتابهای این مؤلف، او در وضعیت اقتصادی مساعدی نبود؟! تا اینکه در کتاب «حکایت پیر قصهگو» (که گفتگوی مفصلی با ایشان است)، خواندم که در سالهای اولِ چاپ کتاب، او کلیهی حقوق این کتاب را واگذار کرده است و از آن همه کتاب چاپ شده هیچ درآمدی به نویسنده نرسیده. او حتی از کتاب صوتی مجموعهی قصههای خوب برای بچههای خوب هم که تولید شد، درآمدی نداشته است. برای مطالعهی بیشتر درباره زندگی و کارنامه این نویسنده نامآشنا، میتوانید به صفحه مهدی آذر یزدی در ویکیپدیا مراجعه کنید.
ممکن است بسیاری نویسندگان در هنگام چاپ اولین کتابشان خودشان هم تصوری از موفقیتهای آیندهی کتاب نداشته باشند و فقط برای آنها چاپ شدن کتاب مهم باشد. آنها در این حالت و در هیجان اولیهی چاپ کتابشان هر قراردادی را امضاء کرده و معمولاً در این قراردادها همهی حقوق کتاب را بهصورت دائمی واگذار میکنند. برای جلوگیری از پیش آمدن این مشکل حتماً قرارداد نشر کتاب را با دقت بخوانید و فقط حقوق نسخهی چاپی را واگذار کنید. بهتر است حقوق نسخهی چاپی را هم بهطور دائمی واگذار نکرده بلکه آن را برای مدت زمان مشخص و یا تعداد چاپ مشخص واگذار کنید. در همین راستا، در مقاله جامع چاپ کتاب از نوشتن تا انتشار به بندهای حیاتی قرارداد اشاره کردهایم.
من نویسندهی خوبی هستم، ناشرها من را درک نمیکنند!
درخواست چاپ کتابم با همین کیفیت کمِ محتوا را دارم؛ این تصور اشتباهی است. حتی اگر کتاب با سرمایهگذاری خودتان هم چاپ شود در هر حال نام و اعتبار ناشر هم به کتاب پیوست میشود و بسیار طبیعی است که ناشر، اعتبار و سابقهی خود را بیهوده هزینه نکند. یکبار پیامی برای درخواست چاپ کتاب برایم آمده بود که در آن فقط نوشته شده بود: «سلام. من شیمی آلی را عالی تدریس میکنم.»
در درخواست چاپ کتاب که برای ناشر میفرستید بهتر است این موارد را بنویسید:
- معرفی تخصصی: ابتدا خود را معرفی کنید. در معرفی خودتان لازم نیست متنی مانند رزومهی استخدامی بنویسید بلکه اطلاعاتی دربارهی خودتان بدهید که میزان تسلط شما به موضوع کتاب را نشان بدهد؛ مانند مدرک تحصیلی یا دورهی تخصصیِ مرتبط با موضوع کتاب. اگر خودتان مدرس این موضوع هستید یا فعالیت عملی دربارهی موضوع کتاب داشتهاید، حتماً بنویسید.
- تبیین ضرورت موضوع کتاب: در مرحلهی بعدی، دربارهی موضوع کتاب به این طریق توضیح بدهید: چرا باید کتابی در این موضوع چاپ شود؟ مزیت کتاب شما نسبت به دیگر کتابهای موجود در این زمینه چیست؟ چه ایرادی در کتاب یا کتابهای دیگری که در همین زمینه منتشر شدهاند وجود دارد که شما در این کتاب آنها را رفع کردهاید؟
- شناخت بازار بالقوه: در مرحلهی بعد، دربارهی بازار بالقوهی کتابتان صحبت کنید. بهطور دقیق و با ذکر جزییات دربارهی بازار بالقوهی کتاب توضیح بدهید. استفاده از عبارتهایی مثل همهی جوانان، همهی پدرها و مادرها، رغبتی برای ناشر ایجاد نمیکند؛ اما اگر مثلاً بنویسید: «مخاطب این کتاب، مادران دارای فرزند کمتر از ۱۰ سال هستند»، مخاطب را خاصتر کردهاید. اگر تعداد تقریبی مشتریان بالقوه را از مراکز مختلف استخراج کرده و بنویسید، درخواست چاپ کتابتان جالبتوجهتر خواهد شد.
- کانالهای دسترسی به مخاطب: در مرحلهی نهایی، میزان دسترسی خودتان به این مخاطبان را اعلام کنید؛ مثلاً اگر مدرس هستید و هر ترم، فلان تعداد دانشجو این کتاب را میخواهند، این مورد را ذکر کنید یا اگر در اتحادیهای عضو هستید و امکانی دارید که میتوانید کتاب را از آن طریق به اعضای آن اتحادیه معرفی کنید در درخواستتان این نکته را بنویسید. اگر در شبکههای اجتماعی فعال هستید و پیج اینستاگرام یا کانال تلگرام تخصصی و فعال دارید به این نکته اشاره کنید.
چنانچه همهی مواردی را که گفتم در متن درخواست چاپ کتابتان بنویسید، درخواست شما بهطور حتم با انبوه درخواستهای چاپ کتاب که به ناشر میرسد متفاوت خواهد شد و ناشر دربارهی چاپ کتاب شما جدیتر تصمیم خواهد گرفت.

