چرا باید کتاب بنویسیم؟ تأثیر تألیف کتاب بر مصاحبه دکترا، اپلای و پرسونال برندینگ

چرا باید کتاب بنویسیم

چرا باید کتاب بنویسید؟

با نوشتن کتاب، شما به‌عنوان یک متخصص شناخته می‌شوید و حضور شما در مراکز مختلف و خصوصاً مطبوعات، راحت‌تر امکان‌پذیر می‌شود؛

آقای «ابوالفضل قرایی» دکترای مهندسی صنایع از دانشگاه خوارزمی و مدرس نرم‌افزارهای تخصصی مهندسی صنایع در «دانشگاه پیام نور» و «دانشگاه آزاد پرند» می‌گوید:

«در مورد اهمیت تألیف کتاب، حداقل به‌عنوان فردی که در مسیر دکترا دو سال ناکام بوده و با روش جدیدی که در پیش گرفته توانسته موفق شود، می‌توانم نکته‌هایی را ذکر کنم.
در پنل مصاحبه‌ی دکترا چند پارامتر بسیار مهم هست. اول اینکه دقت داشته باشید این استاد است که شما را انتخاب می‌کند یعنی آن استاد یا استادیار، یا دانشیار، یا استاد تمام که با شما مصاحبه می‌کند تشخیص می‌دهد که شما واجد شرایط هستید یا خیر؛ اما اینکه خودِ تألیف کتاب چقدر می‌تواند در این حوزه و برای موفقیت‌های دیگر، راهگشای شما باشد را در چند مورد خلاصه می‌کنم.

ارزش هر کتاب در پنل مصاحبه‌ی دکترا به‌اندازه‌ی مقاله ISI و بالاتر است؛ البته بستگی به این دارد که ناشرِ شما چه کسی باشد و کتاب شما کاربردی (Practical) باشد یا تئوری.
امتیازهای این موارد، متغیر است ولی ارزش کتاب به‌اندازه‌ی مقاله‌ی ISI و بالاتر است.
شما وقتی کتابی تألیف می‌کنید و آن کتاب در پنل مصاحبه‌ی دکترا قرار می‌گیرد، اولین برداشت استادی که با شما مصاحبه می‌کند این است که این فرد، محقق است و می‌تواند کلاس برگزار کند. این فرد می‌تواند به کلاس‌های حل تمرین، شکل بدهد و دانشجویان را مدیریت کند.
پس یک شقِ قضیه، مربوط به دکترا می‌شود که در این مورد، فوق‌العاده راه‌گشا است و دلیل آن هم آن احساس علمی است که استاد روی شما می‌گیرد.
شک نکنید که این مسئله در جذب شما مؤثر است؛ اما شکل بعدیِ اهمیت تألیف کتاب در موقعیت‌هایی است که بعد از تألیف کتاب برای شما پیش می‌آید.

مثلاً شما کتابی در حوزه‌ی تولید تألیف می‌کنید و یقیناً در ابتدای کتاب ایمیل یا شماره تلفن خود را می‌نویسید. افراد مختلفی در شرکت‌های مختلف صنعتی این کتاب را مطالعه می‌کنند و دنبال مؤلف آن می‌گردند.
اینجاست که زندگی پژوهشی شما وارد فاز جدیدی می‌شود؛ چون از شما دعوت می‌کنند که به شرکت آن‌ها تشریف ببرید و مبحث کتابی که نوشته‌اید را اجرا یا تدریس کنید.
برای خود من هزینه‌ی کتابم در رنجِ دو یا سه میلیون تومان بود ولی باور کنید بالای ۲۰ یا ۳۰ میلیون تومان از قبال کتاب‌هایی که نوشته‌ام فقط تدریس کرده‌ام.
من در «جهاد دانشگاهی شریف» دوره‌هایی که بانی آن انجمن صنایع ایران بوده را برگزار کرده و در خدمت دوستان انجمن صنایع بودم.
می‌خواهم بگویم که شق دیگر قضیه هم این است که پس از تألیف کتاب، شرکت‌ها، مؤسسات و حتی آموزشگاه‌های معتبر برای تدریس از شما دعوت می‌کنند؛ پس این نکته را هم در ذهنتان داشته باشید.

مورد بعدی، مورد اپلای (Apply) است. گاهی شما می‌گویید که من دانشگاه خاصی را انتخاب کرده‌ام جزو ۱۰۰ تای اول جهان (Top 100).
وقتی که شما به استاد راهنمای آن دانشگاه می‌گویید من یک یا دو کتاب تألیفی دارم، یقیناً این دید شکل می‌گیرد که این فرد برای تحقیق آمده است و این موضوع احتمال اپلای و پذیرش شما و حتی گرفتن فاندتان را بیشتر می‌کند؛ مثلاً مالزی از کشورهایی است که فوق‌العاده به این مسئله بها می‌دهد و اگر احساس کنند که شما کتابی دارید و محقق هستید به شما ارزش خواهند گذاشت.
بُعد دیگرِ اهمیت تألیف کتاب، مربوط به وجهه‌ی اجتماعی آن است. اینکه مدرس هستید ولی کتابی از خودتان ندارید، خیلی غیرقابل هضم است؛ البته خیلی از مدرسان، کتاب ندارند اما وقتی شما با کتاب خودتان تدریس و کتاب خود را در کلاس تشریح کنید، این کار، وجهه‌ی دیگری دارد و دانشجویان خواهند گفت استاد ما خودش مؤلف کتاب است؛ پس ببینید داشتن کتاب چقدر برای دانشجو و حتی دانشگاهی که شما در آن تدریس می‌کنید اهمیت دارد.»

فصل دوم: موقع نوشتن کتاب

نوشتن کتاب مثل یک سفر است

نوشتن کتاب مثل یک سفر است. اگر مبدأ و مقصد سفر را می‌دانید سفر را شروع کنید. می‌توانید خیلی از توشه‌هایی را که می‌خواهید، در طیِ مسیر جمع‌آوری کنید.
اگر خیلی در مبدأ منتظر بمانید و بخواهید که همه‌ی توشه‌های مورد نیاز خود را جمع کنید و بعد حرکت خود را انجام دهید ممکن است فصل مناسب آن سفر بگذرد و دیگر هیچ‌وقت انجام نشود. نوشتن کتاب خود را همین امروز شروع کنید و زیاد کمال‌گرا نباشید.

صحبت نکنید، شروع کنید

برخی افراد که تمایل به نوشتن کتاب دارند به خاطر صحبت با دیگران در مورد کتابشان، آن شور و هیجانی که برای نوشتن کتاب دارند را با شور و هیجان صحبت کردن در مورد کتاب جایگزین می‌کنند و به همین علت نوشتن کتاب را شروع نمی‌کنند.
آن‌ها در حقیقت، انرژی اولیه‌ی خود را که می‌توانست به موتور محرکه‌ی آن‌ها برای نوشتن کتاب تبدیل شود با یک گپ دوستانه با افراد مختلف، جایگزین کرده‌اند. اگر می‌خواهید کتاب بنویسید نوشتن را شروع کنید. لازم نیست در مورد نوشتن کتاب خود مرتب با افراد مختلف حرف بزنید.
شما طیِ صحبت با افراد مختلف از آن‌ها احساس تأیید می‌گیرید و خودِ این تأیید گرفتن کم‌کم برای شما قانع‌کننده می‌شود و این حالت باعث می‌شود که هیچ‌وقت سراغ نوشتن کتاب خود نروید. اگر واقعاً مایل به نوشتن کتاب هستید، همین امروز شروع کنید و از صحبت با دیگران در مورد آن دست بردارید.
در بسیاری از مواقع هم علت اصلیِ ننوشتن، ترس از قضاوت است. نگران هستید دوستان و آشنایان درباره‌ی نوشته‌های شما چه نظری داشته باشند؛ اما واقعیت این است که معمولاً دوستان و اطرافیان شما مخاطب کتاب شما نیستند.

به قول ست گادین در کتاب «قبیله‌ها»:
«چیزی که مایه‌ی ترس مردم است شکست نیست، سرزنش شدن است. انتخاب می‌کنیم که چشمگیر نباشیم زیرا نگران انتقاد هستیم.»

موقع نوشتن، مخاطب واقعی خود را مجسم کنید و دوستان و آشنایان و اطرافیان خود را اصلاً به ذهن نیاورید. زیباترین آهنگ‌ها اگر نواخته نشده بودند و به گوش ما نرسیده بودند، هیچ‌وقت ما خالق آن‌ها را نمی‌شناختیم. برای دریافت مشاوره در زمینه ایده‌پردازی، نگارش و نشر حرفه‌ای اثر خود، می‌توانید از طریق صفحه انتشارات کلید آموزش با ما در ارتباط باشید.


    مشاوره رایگان آموزش نویسندگی و چاپ کتاب