مدیریت زمان برای نوشتن کتاب، اولویت‌بندی و اصول اتمام دست‌نویس

مدیریت زمان برای نوشتن کتاب

برای چه کسی باید کتاب بنویسید؟

در نوشتن کتاب حتماً گروه خاصی را به‌عنوان مخاطب در نظر بگیرید و برای آن‌ها بنویسید. اگر بخواهید سلایق افراد مختلف را رعایت کنید، مطمئن باشید که هیچ وقت نمی‌توانید همه را راضی کنید و محتوای خوبی برای همه‌ی افراد داشته باشید. تلاش برای راضی کردن همه‌ی افراد به شکست کتاب منجر می‌شود.
حتماً گروه خاصی برای کتابتان در نظر بگیرید و مطالبتان را فقط برای آن‌ها بنویسید. این شیوه باعث می‌شود از کتاب شما استقبال بهتری شود.

اولویت‌های شما

خیلی از افراد، ضمن گفتگو وقتی متوجه می‌شوند که زمینه‌ی فعالیت من انتشارات است و در زمینه‌ی کتاب فعالیت می‌کنم می‌گویند ما خیلی تمایل به نوشتن کتاب داریم و متن کتاب آماده است و همه‌ی نکاتی که می‌خواهیم در کتاب بنویسیم را یادداشت کرده‌ایم و مطمئناً یک روز این کتاب را می‌نویسیم.
آن‌ها تمایل به نوشتن دارند اما این تمایل، خیلی کم به مرحله‌ی اجرا در می‌آید و هیچ وقت، کتاب آن‌ها تمام نمی‌شود تا برای انتشار آن اقدام کنند. وقتی در زندگی آن‌ها دقت می‌کنم می‌بینم همه‌ی این افراد تمایل به نوشتن دارند ولی نوشتن کتاب اولویت اصلی آن‌ها نیست.
شاید آن‌ها خیلی وقت‌ها برای نوشتن، پشت میز می‌نشینند ولی می‌بینند که در اتاق فلان چیز باید تعمیر شود مثلاً برق خانه ایراد دارد یا مسائل بچه‌ی کوچک پیش می‌آید و در نتیجه درگیر روزمرگی شده و از هدفِ نوشتن کتاب منحرف می‌شوند. البته منظور من این نیست که خانه و خانواده را در اولویت قرار ندهید. به هر حال همگی باید زندگی خانوادگی خوبی داشته باشیم؛ چون خانواده از اولویت‌های اصلی ما است و خدماتی که به خانواده می‌دهیم را باید در نظر داشته باشیم؛ ولی اگر دقت کنید خواهید دید که خیلی از کارهای دیگر هستند که اولویت مهمی ندارند.
مثلاً شما می‌توانید رفتن به بعضی از مهمانی‌ها را حذف کنید و اولویت آن‌ها را به بعد از نوشتن کتاب بگذارید و زمان صرف شده در آن مهمانی را به نوشتن کتاب اختصاص دهید. خیلی موارد کوچکی هستند که آن‌ها را انجام می‌دهیم در حالی که شاید اولویت اول نباشند. با جابه‌جایی یا حذف کارها فرصتی مناسب برای نوشتن کتاب خواهید یافت و رؤیای اینکه کتاب خود را در پیشخوان کتاب‌فروشی‌ها ببینید، تحقق خواهد یافت.
اگر شما هم رؤیای نوشتن کتاب را دارید، کارهایی را که از صبح تا شب انجام می‌دهید لیست کنید و ببینید وقتتان را به چه‌کارهایی اختصاص می‌دهید. خیلی از کارهایی که انجام می‌دهید اولویت اول نیستند و می‌توانید آن‌ها را با تأخیر انجام دهید.

«ویکتور فرانکل» می‌گوید:
«شرایط زندگی، هر چقدر هم که دشوار باشد، زندگی را به وضعیت غیرقابل تحمل نمی‌رساند؛ اما نداشتن هدف و معنا، می‌تواند وضعیت غیرقابل تحملی ایجاد کند.»

اگر هم اعتقاد داشته باشید «آدم باید حالش را داشته باشد که بنویسد» به‌زودی متوجه می‌شوید این «حال»، دیر به دیر به سراغ آدم می‌آید. خودِ شما باید به سراغ این «حال» بروید.
از هر علاقه‌مند نویسندگی که سؤال کنید آیا می‌تواند هر روز یک صفحه بنویسد، با لبخند می‌گوید بله اما شاید نداند بزرگ‌ترین راز نویسندگان بزرگ، همین نوشتن روزانه است. فکر کردن به اینکه چطور برای نوشتن یک کتابِ کامل وقت پیدا کنید ترسناک است اما فکر کردن به اینکه چطور یک پاراگراف بنویسید ترسناک نیست. همه‌ی کتاب‌ها از این پاراگراف‌ها تشکیل شده‌اند. اولویت را به نوشتن کتاب بدهید تا کتاب خود را زودتر به بازار عرضه کنید.

فانتزی خطرناک

خیلی‌ها تصور می‌کنند مشکل اصلی آن‌ها برای نوشتن کتاب فقط زمان است. هزاران آدم در اطراف ما در حال حرکت هستند که رؤیای نوشتن کتاب در سر دارند و فکر می‌کنند بالاخره زمانی چند هفته وقت خالی و یک گوشه‌ی دنج پیدا می‌کنند و کتاب خود را می‌نویسند.
چیزی که خطرناک است، احساس خوبی است که آن‌ها از این تخیل خود پیدا می‌کنند. این تصور باعث می‌شود ننویسند و علیرغم اینکه نمی‌نویسند احساس خوبی داشته باشند و خود را نویسنده بدانند؛ و این فکر آن‌قدر در سرشان می‌ماند و آن‌قدر دنبال یک زمان خالی می‌گردند که یک روز … خداحافظ! دیگر فرصتی نیست و هنوز کتاب آن‌ها نوشته نشده است. اگر شما هم چنین هستید لطفاً بس کنید.
اصلاً لازم نیست دنبال یک ماه وقت خالی باشید. پیدا کردن یک ماه زمان خالی، خیلی مشکل است؛ اما پیدا کردن یک ساعت وقت خالی سخت نیست. هر روز یک ساعت خالی پیدا کنید و هر روز بنویسید. همان‌طور که قبلاً گفتم فقط کافی است یک ساعت زودتر از خواب بیدار شوید یا تلویزیون کمتر ببینید، کمتر موبایلتان را کنترل کنید و هزاران کار کوچک دیگر که برای آن‌ها بیهوده وقت می‌گذارید.
بسیاری افراد فکر می‌کنند نویسندگان انسان‌های خاصی هستند اما همه‌ی ما نویسنده‌ایم و روزانه در شبکه‌های اجتماعی مطالبی منتشر می‌کنیم و هر روز درباره‌ی تخصص و تجربیات خودمان با دیگران صحبت می‌کنیم، برای انجام امور اداری خود درخواست می‌نویسیم و…
کافی است بدانیم این نوشته‌های پراکنده را چطور سرو سامان بدهیم تا کتابی پرفروش شود. هر روز در زندگی با انواع جملات، کلمات، رفتارها و اتفاقات مواجه هستیم ولی فرق نویسنده با دیگران این است که دیگران این اتفاقات را فراموش می‌کنند اما نویسنده آن‌ها را یادداشت می‌کند تا بعدها از آن‌ها به‌عنوان مواد لازم برای کتاب‌های خود استفاده کند.

ماراتن نوشتن کتاب

نوشتن کتاب مثل یک مسابقه‌ی ماراتن است.
وقتی ماراتن را شروع می‌کنید تا پایان نوشتن اولین نسخه‌ی دست‌نویس به نوشتن ادامه دهید؛ چون اگر در بین مسیر مدتی دست نگهدارید و بخواهید بعداً دوباره شروع کنید، به‌احتمال زیاد نمی‌توانید انرژی خود را جمع کرده و این ماراتن را ادامه دهید؛ پس تا پایان دست‌نویس اول همچنان بنویسید.
می‌توان نویسنده‌ای بی‌نظم بود اما برای نتیجه‌ی مناسب، بهتر است هر روز مقدار مشخصی بنویسید، در غیر این صورت ممکن است به قول معروف، پشتتان باد بخورد و کم‌کم روحیه‌ی نویسندگی خود را از دست بدهید.

نظر سعدی درباره‌ی «نوشتن» چیست؟

«همه عمر سختی کشیده است سعدی
که نامش برآمد به شیرین زبانی»

ما همه سعدی را به‌عنوان یک شاعر شیرین سخن می‌شناسیم و تصور می‌کنیم اشعاری که او دارد خیلی راحت بر زبانش جاری شده‌اند.
برخی‌ها فکر می‌کنند سختی‌ها و تلاش‌های مربوط به نوشتن کتاب، فقط برای آن‌ها است؛ ولی شاعر شیرین سخنی مانند سعدی اقرار می‌کند که فرآیند نوشتن، فرآیند پرزحمتی است و باید تلاش و کوشش کنی تا بتوانی یک متن زیبا بنویسی.
اگر مراحل نوشتن برای شما سخت است نگران نباشید؛ این روندی است که در مورد همه‌ی نویسندگان، صدق می‌کند.

کتاب نوشتن را جدی بگیرید

«گل همین پنج روز و شش باشد
وین گلستان همیشه خوش باشد»

سعدی ۷۰۰ سال پیش به ما یادآوری کرده که عمر گل‌های زیبا طولانی نیست. گل‌ها هر قدر هم زیبا باشند با تغییر فصل، شادابی و طراوت خود را از دست می‌دهند و از بین می‌روند؛ ولی کتابی که سعدی ۷۰۰ سال پیش نوشته هنوز ماندگار است و به‌عنوان رفرنس از آن استفاده می‌کنیم.
اگر خیلی از مطالبی که امروز به ذهن شما می‌آید را مکتوب کنید، آن مطالب همیشه زنده خواهند ماند و آیندگان هم می‌توانند از آن‌ها استفاده کنند. کتاب نوشتن را جدی بگیرید.

نتایج نوشتن کتاب لذت‌بخش است، نه خودِ نوشتن کتاب

خودِ نوشتن کتاب، فعالیت لذت‌بخشی نیست بلکه نتایج آن است که نتایجی لذت‌بخش و خوشایند برای شما دارد؛ دقیقاً مثل قهرمانان ورزشی. قهرمانان ورزشی هم وقتی ورزش‌های سنگین می‌کنند ریاضت‌ها و رژیم غذایی و ساعات خواب و بیداری خاصی دارند. این ریاضت‌ها حتماً برای آن‌ها سخت است و خودِ این فعالیت در مسیر رسیدن به قهرمانی، مسیر لذت‌بخشی نیست، ولی نتایج آن، نتایج خیلی لذت‌بخشی است.
اگر نوشتن کتاب برای شما سخت است در این زمینه تنها نیستید؛ بسیاری از نویسندگانِ حرفه‌ای هم اعتراف کرده‌اند که نوشتن کتاب برای آن‌ها فعالیت سختی بوده است؛ پس نگران نباشید و افسرده نشوید و به فعالیت نوشتن خود ادامه دهید تا از نتایج شیرین آن بهره‌مند شوید.

ارتباط برف با کتاب

برف خوب است یا بد؟ اگر ما در برف، تجهیزات کافی داشته باشیم و خودمان را مجهز کرده باشیم باعث می‌شود که از وجود برف لذت ببریم. سردمان نمی‌شود، آب در کفش ما نمی‌رود، از وجود برف لذت می‌بریم؛ ولی اگر آماده نباشیم وقتی که برف می‌آید یا احساس سرما می‌کنیم یا کفش ما خیس می‌شود یا ماشین ما در جاده لیز می‌خورد و احساس خیلی بدی داریم.
در مسئله‌ی کتاب هم همین طور است. با تجهیز خودمان می‌توانیم تجربه‌ی لذت بخشی از کتاب داشته باشیم. اگر شما وقتی که کتاب خود را تولید می‌کنید تجهیزات کافی داشته باشید، فرآیند نوشتن کتاب، برای شما لذت بخش خواهد بود و دوست خواهید داشت این تجربه را مرتب تکرار کنید. تجهیزات کافی در بحث کتاب نوشتن چیست؟
این است که شما علم آن و دانش کافی را داشته باشید. روش‌هایی که باعث پرفروش شدن و موفقیت کتاب در بازاریابی می‌شود را بدانید و با امور نشر آشنایی داشته باشید. اگر این اطلاعات و دانش را داشته باشید، تجربه‌ی نوشتن کتاب برای شما تجربه‌ی بسیار لذت بخشی خواهد بود. نداشتن دانش، تجربه‌ای تلخ و منفی برای شما به بار خواهد آورد. حتماً سعی کنید خودتان را به این دانش، مجهز کنید تا فرآیند نوشتن کتاب برای شما فعالیت لذت بخشی باشد. برای آشنایی قدم‌به‌قدم با این تجهیزات و اصول آماده‌سازی اثر، می‌توانید مقالات و راهنماهای بخش آموزش نویسندگی در سایت کلید را مطالعه کنید.


    مشاوره رایگان آموزش نویسندگی و چاپ کتاب