Global site tag (gtag.js) - Google Analytics --> --> -->

چطور اسم مناسب برای کتاب انتخاب کنیم؟ راهنمای کاربردی با مثال

چطور اسم مناسب برای کتاب انتخاب کنیم؟ راهنمای کاربردی با مثال

اولین و گاهی تنها فرصتی که برای جلب توجه داریم، همان چند کلمه‌ای است که روی جلد نوشته‌ایم. اگر اسم کتاب نتواند در چند ثانیه مخاطب را متوقف کند، شانس اینکه او کتاب را بردارد و ورق بزند، به‌شدت کم می‌شود. اسم کتاب، دروازه ورود است؛ اگر این دروازه بسته باشد، کسی وارد نمی‌شود.

اسم خوب مبهم، شاعرانه یا پیچیده نیست؛ بلکه روشن و کاربردی است. این نام باید دقیق بگوید که محتوا برای چه کسی آماده شده است، چه مشکلی را حل می‌کند و چه نتیجه‌ای در پی دارد.

داستان نام‌گذاری کتاب: درس مهمی از تجربه کمرویی

نویسنده‌ای برای کتابش اسم «بانجی» را پیشنهاد داد. پرسیدم: «چرا این اسم؟»

گفت: «کتابم درباره غلبه بر کمرویی است. می‌خواستم بگویم همان‌طور که در بانجی‌جامپینگ ناگهان می‌پرید، برای غلبه بر کمرویی هم باید ناگهان با آن مواجه شوید.»

گفتم: «چند نفر این کلمه را می‌شناسند و چند نفر منظور شما را می‌فهمند؟ شما کنار کتاب نیستید که این توضیحات را بدهید. اسم کتاب باید بدون توضیح، منظورش را برساند.»

پس از گفتگو، اسم را به «چگونه از خجالت و کمرویی عبور کردم» تغییر دادیم؛ کتاب با همین تغییر، موفقیت خوبی کسب کرد.

چرا عنوان‌های کلی دیگر اثری ندارند؟

اسم‌های کلی مثل «مدیریت زمان»، «اصول موفقیت» یا «رشد فردی» دیگر جذابیتی ندارند. هزاران کتاب و مقاله با همین نام‌ها وجود دارد و مخاطب دلیلی نمی‌بیند روی اثر ما تمرکز کند. اما اگر اسم کتاب نتیجه‌محور باشد، ماجرا کاملاً دگرگون می‌شود؛ مثلاً به جای «مدیریت زمان»، بگوییم: «چطور روزی سه ساعت وقت آزاد بیشتر داشته باشیم، حتی اگر سرمان شلوغ است؟»

اینجا اسم کاملاً زنده می‌شود. نتیجه روشن است و مخاطب خودش را در آن موقعیت می‌بیند. انتخاب اسم، بخشی بنیادین از کل فرایند بازاریابی کتاب و نوشتن است، نه چیزی جدا از آن. برای هر کتاب حداقل ۱۰ تا ۱۵ عنوان مختلف بنویسید و از خودتان بپرسید: «اگر من مخاطب بودم، روی کدام یکی مکث می‌کردم؟» معمولاً اولین عنوانی که به ذهن می‌رسد، ساده‌ترین و ضعیف‌ترین گزینه است؛ گزینه‌های بهتر کمی دیرتر پیدا می‌شوند. اصول نام‌گذاری اصولی در مراجع نویسندگی معتبری چون راهنمای انتخاب نام در Writer’s Digest نیز همواره بر وعده مشخص، شفافیت و کشش ذهنی عنوان تأکید می‌کند.

تله الگوبرداری کورکورانه از کتاب‌های پرفروش

من معمولاً از آمازون کمک می‌گیرم. پرفروش‌ترین‌های حوزه کاری‌ام را بررسی می‌کنم تا ببینم چه الگوهایی جواب داده‌اند. البته حواستان باشد وقتی از کتاب‌های موفق ایده می‌گیرید، فقط از یک جنبه نگاه نکنید.

بعد از موفقیت کتاب «قورباغه را قورت بده» اثر برایان تریسی، اسم‌هایی مثل «کنکور را قورت بده»، «نظارت را قورت بده» یا «فیلت را با رخ عوض کن» زیاد شد. نویسندگان این کتاب‌ها فراموش کرده بودند که برایان تریسی سال‌ها برای برندینگ خودش کار کرده است و در چنین موقعیتی، هر اسمی برای اثرش برگزیند با اقبال مواجه می‌شود.

اسم کتاب باید نیاز واقعی مخاطب را هدف بگیرد

هدف اصلی عنوان، پاسخ به یک نیاز مشخص است. ما در مجموعه «کلید»، کتابی درباره نرم‌افزار swish منتشر کردیم. چون این نرم‌افزار شناخته‌شده نبود، اگر همان نام را روی جلد می‌زدیم، فروشی نداشت. اما با انتخاب «کلید انیمیشن»، دقیقاً همان چیزی را گفتیم که مشتری دنبالش بود؛ این کتاب ۱۵ بار تجدید چاپ شد.

یکی دیگر از نویسندگان که مشاوره ازدواج ارائه می‌دهد، این اسم را برای کتابش پیشنهاد داد: «از آدم‌های مؤدب بترسید». هدف ایشان این بود که حضور کتاب در سایت‌ها و فروشگاه‌های اینترنتی به برند شخصی او کمک کند و مخاطبان با خدمات مشاوره‌اش آشنا شوند. به ایشان گفتم مخاطبان شما چطور باید بفهمند که این اثر درباره مشاوره پیش از ازدواج است؟ هیچ‌کس هنگام جستجو برای تصمیم‌های ازدواج و ورود به مرحله چاپ کتاب از نوشتن تا انتشار، عبارت «از چه کسی باید ترسید» را سرچ نمی‌کند.


    مشاوره رایگان آموزش نویسندگی و چاپ کتاب