Global site tag (gtag.js) - Google Analytics --> --> -->

من تخصص ندارم پس نمی‌توانم کتاب بنویسم

من تخصص ندارم پس نمی‌توانم کتاب بنویسم

وقتی درباره‌ی تخصص شما صحبت می‌کنم منظورم لزوماً تخصص‌های پیچیده نیست. منظورم این نیست که شما مثلاً باید متخصص مغز و اعصاب یا متخصص پرتاب موشک به فضا باشید. شاید شما به آشپزی علاقه‌ی زیادی دارید و یک غذای خاص را متفاوت از دیگران تهیه می‌کنید یا ممکن است تخصصتان نوع نگاه و بینش شما باشد؛ مثلاً شخصی که در یک کشور خارجی زندگی می‌کند می‌تواند با مقایسه‌ی رفتار مردمِ آن کشور و رفتار مشابه در ایران در زمینه‌ی یک موضوع و اثر آن بر زندگی افراد، کتابی موفق بنویسد.

یکی از دوستان ما همراه با خانواده‌اش سفری یک ماهه به چند کشورِ مختلف داشت. وقتی درباره‌ی هزینه‌های چنین سفری از او سؤال کردم، دیدم برنامه‌ریزی دقیق و روش‌های هوشمندانه‌ای برای کم شدن هزینه‌ها داشته است. به او پیشنهاد کردم همین موضوع را تبدیل به کتاب کند. نکته اینجاست که شاید خودتان هم متوجه تخصصی که در بسیاری از کارها دارید نیستید و شاید خودتان هم باور نداشته باشید کاری که بلد هستید نوعی تخصص است پس کمی فکر کرده و چنین مواردی را کشف کنید.

من در یک کلاس شرکت کرده‌ام، حالا می‌توانم در همان موضوع کتاب بنویسم

اگر درباره‌ی موضوعی که واقعاً در آن تخصص دارید کتاب بنویسید، اطلاعاتی که دارید خودبه‌خود به قلمتان جاری خواهد شد و کتابی مفید به بازار عرضه خواهید کرد اما اگر بخواهید در موضوعی که در آن تخصص ندارید بنویسید، مجبور به کپی کردنِ محتوای دیگران خواهید شد. گاهی پیام‌هایی به دستم می‌رسد که در آن‌ها می‌پرسند آیا می‌توانیم با جمع کردن اطلاعاتِ کتاب‌های دیگر کتاب بنویسیم؟ آیا می‌توانیم مطالب فلان دوره‌ای را که در آن شرکت کرده‌ایم تبدیل به کتاب کنیم؟

جواب این است که اگر شما کتابی خوانده‌اید و یا در دوره‌ای شرکت کرده‌ایم که مطالب و آموزش‌های آن‌ها برای شما درونی شده است، می‌توانید درباره‌ی همان موضوع، کتاب بنویسید؛ هرچند ممکن است ایده‌هایی در باره‌ی این موضوع را از قبل یاد گرفته باشید اما محتوایی جدید در ذهن شما به وجود آمده و موضوع در ذهنتان شکل دیگری پیدا کرده. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره خلق ایده‌های اصیل، می‌توانید مقاله راهنمای شروع نوشتن کتاب در وبلاگ جین فریدمن را مطالعه کنید.

در چنین حالتی حتماً مثال‌ها، ترکیبِ نوشته‌ها، لحن و طرز بیانِ مطالب، کلاً با محتوای اولیه فرق خواهد داشت اما اگر موضوعِ موردنظر برای شما درونی نشده باشد و هنوز آن را کاملاً درک نکرده باشید، کتاب شما رونویسی از محتوای دیگران خواهد بود و این کار علاوه بر آن‌که برای شما مشکلات حقوقی به وجود خواهد آورد، برای مخاطبان نیز جذابیتی نخواهد داشت چون مخاطب، ترجیح می‌دهد به جای آن که محتوای دست چندم شما را بخواند و به سراغ همان نوشته‌ی اصلی برود. برای درک بهتر استانداردهای خلق اثر و اجتناب از خطاهای رایج نویسندگی، مطالعه نکات مفید در رایترز دایجست بسیار راهگشا است.

در یک جمع‌بندی کلی می‌توان گفت که طبیعی است فکر ما حاصلِ کتاب‌هایی باشد که خوانده ایم یا دوره‌هایی باشد که در آن‌ها شرکت کرده‌ایم و هر مطلبی که می‌نویسیم بالاخره از آن منابع، الهام گرفته شده باشد اما دقت کنید که تلفیق دو شعر برای سرودن یک شعر، سرقت ادبی است اما تلفیق هزار شعر برای سرودن یک شعر، آفرینش ادبی است. همچنین برای یادگیری عمیق‌تر مهارت‌های نویسندگی و توسعه فردی، پیشنهاد می‌کنیم به مقالات آموزشی سایت متمم سر بزنید و برای آشنایی با ذهنیت نویسندگان بزرگ، بررسی نقدها در سایت گودریدز نیز کمک‌کننده است. برای یادگیری گام‌به‌گام اصول و مسیر پیشرفت در نشر، مقاله سرمایه‌گذاری ناشر در کلید را نیز مطالعه کنید.

این نوشته برگرفته از کتاب «اشتباهات متداول در نوشتن، نشر و فروش کتاب» اثر منصور سجاد می‌باشد.

راهنمای عملی و تجربی برای نویسندگانی که می‌خواهند کتابی اثرگذار و پرفروش خلق کنند.

 

 


    مشاوره رایگان آموزش نویسندگی و چاپ کتاب