روش های نوشتن کتاب پرفروش و تکنیک های چاپ و نشر

روش های نوشتن کتاب





روش های نوشتن کتاب پرفروش و تکنیک های چاپ و نشر


روش‌های کاربردی برای نوشتن و چاپ کتاب پرفروش

این مقاله به بررسی روش‌های مختلف کتاب‌نویسی مانند سوال و جواب، سفرنامه‌نویسی، ساختاردهی مطالب و نکات کلیدی پس از نگارش می‌پردازد.

نوشتنِ کتاب با روش سؤالات متداول و سؤال و جواب

روش‌های مختلفی برای نوشتن کتاب وجود دارد که هر کس بسته به روحیات خود یا امکاناتی که در دسترس دارد، با یکی از این روش‌ها راحت‌تر و سریع‌تر می‌تواند کتاب بنویسید.

یکی دیگر از این روش‌ها، روش سؤالات متداول است.

در هر تخصصی که می‌خواهید کتاب بنویسید انواع سؤالات ممکنی که در آن موضوع هست را جمع آوری کنید، پاسخ دادن به این سؤالات، خود، یک کتاب پر مخاطب خواهد شد. اگر شما مدرس موضوعی هستید، گنجی از این سؤالات را در اختیار دارید؛ یا اگر متخصص موضوعی هستید، به‌مرور زمان سؤالاتی که افراد مختلف پرسیده‌اند، منبع شما خواهند بود، بنابراین از امروز به سؤالاتی که از شما می‌پرسند بیشتر دقت کرده و آن‌ها را یادداشت کنید. سؤالاتی که در گروه‌های تخصصی یا انجمن‌ها و فروم‌های تخصصی پرسیده می‌شوند نیز منبع ارزشمند دیگری است.

یکی دیگر از ساختار‌های متداولِ کتاب‌های پرفروش، روش سؤال و جواب است. لیستی از سؤالات متداول در مورد موضوعی که قصد نوشتن درباره‌ی آن را دارید تهیه کنید و به آن‌ها جواب دهید.

حتماً لازم نیست جواب این سؤالات را همین حالا خودتان هم بدانید. ممکن است آن سؤالات برای خودِ شما هم مطرح باشد ولی حالا جواب آن را ندانید و با تحقیق و یا سؤال از سایر افراد، جواب آن‌ها را بیابید. یکی از معروف‌ترین کتاب‌های این روش، کتاب «سؤالاتی که بچه‌ها می‌پرسند» است.

پس از تهیه‌ی سؤال‌ها و پاسخ دادن به آن‌ها می‌توانید کتاب به‌صورت سؤال و جواب منتشر کنید و یا سؤال‌ها را حذف کنید و فقط پاسخ‌ها را نگه دارید. بسیاری از کتاب‌های مجموعه کلید به همین صورت نوشته شده‌اند. به‌طور مشخص کتاب «کلید صدا در کامپیوتر» در واقع پاسخ سؤال‌هایی است که من درباره‌ی نرم افزارهای ویرایش صدا و کار با آن‌ها داشتم و آقای «مظلومی» این سؤالات و سؤالات متداول دیگرِ این موضوع را در این کتاب پاسخ داده‌اند.

دوازده روش دیگر برای نوشتن کتاب‌های پرفروش نیز وجود دارد که در دوره‌ی آموزشی “خلق کتاب موفق” درباره‌ی آن‌ها بیشتر صحبت می‌کنم.

این تنها کتابی نیست که قرار است شما بنویسید

وقتی می‌خواهید کتابی بنویسید با حجم زیادی از اطلاعات مواجه هستید و اغلب می‌خواهید همه‌ی اطلاعاتی را که طیِ سال‌ها جمع کرده‌اید در کتاب خود بیاورید. یکی از ایرادهای چنین روشی این است که سرعت نگارش کتاب شما خیلی کم می‌شود. دوم اینکه قرار نیست همین یک کتاب را در زندگی خود بنویسید.

شما انشااله کتاب‌های متعدد دیگری خواهید نوشت و وقتی همه‌ی اطلاعات را به‌صورت خلاصه و پرداخت نشده در یک کتاب بنویسید، برای نوشتن کتاب‌های بعدی خود با کمبود اطلاعات و سوژه مواجه می‌شوید.

وقتی کتاب می‌نویسید در مرحله‌ی بازنویسی آن، نکاتی را که احساس می‌کنید به‌خوبی پرداخت نشده حذف کنید و به آن‌ها در کتاب‌های بعدی خود رنگ و لعاب بیشتری بدهید و مثال‌های بیشتری برای آن‌ها بیاورید. این کار باعث می‌شود شما چند کتاب خوب داشته باشید.

سفرنامه نویسی

یکی دیگر از روش‌های کتاب نویسی، سفرنامه نویسی است.

یکی از کتاب‌هایی که در ایران با استقبال خوبی مواجه شده و سبک نگارش آن می‌تواند برای شما به‌عنوان یک سبک نمونه باشد، کتاب‌های آقای «ضابطیان» است.

آقای ضابطیان معمولاً با هر سفری به یک کشور جدید می‌رود و بعد، خاطرات آن سفر را مکتوب و به‌عنوان یک کتاب جدید به بازار عرضه می‌کند. کتابی که جدیداً منتشر کرده‌اند کتاب «سپاستین» است؛ که در آن سفرنامه و عکس‌های سفر خود به کوبا را منتشر کرده‌اند.

منظورم بیشتر این است که سفرنامه و خاطره‌نویسی یک سبک پرمخاطب برای نوشتن کتاب است و شما هر چه بیشتر با کتاب‌های سفرنامه و خاطرات مختلف که در بازار موجود است آشنا شوید، می‌توانید قلم روان‌تری داشته باشید. پیشنهاد می‌کنم کتاب‌های آقای ضابطیان را بخوانید و با سبک و سیاق ایشان به سفرهای بعدی‌تان نگاه کنید. شاید کتاب سفرنامه‌ی بعدی که نوشتید کتاب پرفروشی شود.

چگونه بنویسید که مخاطب راحت‌تر درک کند

در نوشتن کتاب‌های آموزشی به این نکته توجه کنید که سیستم یادگیری مغز ما هر مطلب جدیدی که یاد می‌گیرد را به مطالب قبلی که بلد هستیم ربط می‌دهد و در اثر این پیوست است که مطلب جدیدی را یاد می‌گیرد.

اگر شما مطلب جدیدی را به مخاطبان خود توضیح می‌دهید و آن‌ها پیش‌زمینه‌ای برای درک آن مطلب ندارند، حتماً نیاز است که قبل از آن توضیحاتی بدهید و آن‌ها را با اطلاعات اولیه‌ی موضوع آشنا کنید تا مخاطبان شما بتوانند آن مطلب جدید را بهتر درک کنند.

چگونه باید کتاب خود را جذاب‌تر کنید؟

فیلم‌های سینمایی قدیمی روال کندی دارند و شما تمایل ندارید آن فیلم‌های قدیمی را دوباره ببینید. علتش این است که آن‌ها پلان‌های خیلی طولانی دارند و این موضوع با روحیه و علاقه‌ی مردمِ امروزی سازگار نیست. امروزه مردم دیگر حوصله‌ی دیدن فیلم‌ها و پلان‌های طولانی را ندارند.

وقتی هم که کتاب می‌نویسید مجبور هستید از تقسیم‌بندی‌های کوتاه در متن استفاده کنید. سعی کنید پاراگراف‌های طولانی نداشته باشید و با عکس، نمودار، تیترها یا نت‌های منتخب، متن را بشکنید تا برای مخاطب، جذاب‌تر و خواندن آن لذت‌بخش‌تر باشد. به این صورت، کتاب شما پرفروش‌تر خواهد شد.

کتاب خوب نوشتن فقط یکی از مهارت‌های مورد نیاز است

برای چاپ یک کتاب موفق و پرفروش، نوشتن کتاب فقط قسمتی از کار است. اگر می‌خواهید کتاب شما پرفروش شود، مهارت‌های دیگری هم لازم دارید؛ مثلاً کتاب باید طراحی جلد خوبی داشته باشد، جملاتی که برای روی جلد و پشت جلد کتاب انتخاب می‌کنید باید جملات جذابی باشند و باعث فروش شوند. لازم است در چاپ کتاب تکنیک‌هایی در نظر بگیرید که باعث موفقیت کتاب شوند.

نکته‌ی اصلی این است که چاپ یک کتاب خوب فقط در نوشتن متن خوب خلاصه نمی‌شود. اگر نویسنده‌ی خیلی خوبی هستید لازم است که مهارت‌های جانبی را هم یاد بگیرید. پیشنهاد می‌کنم در کلاس‌های مختلفی که برای آموزش این مهارت‌ها هست شرکت کنید تا بتوانید کتاب موفق و پرفروشی داشته باشید.

آیا وقتی اطلاعات خود را مکتوب کردید، کتاب شما کامل است؟

خیلی از افراد فکر می‌کنند وقتی می‌خواهیم کتاب بنویسیم فقط باید اطلاعاتی را که داریم به‌صورت یک بسته به‌سوی مشتری پرتاب کنیم. آن‌ها فکر می‌کنند وقتی همه‌ی آن اطلاعات را جمع‌آوری کردند، کتاب آن‌ها آماده است؛ ولی این‌طور نیست. ممکن است کتابی به این صورت منتشر شود ولی کتاب پرفروشی نخواهد بود. برای اینکه کتابی پرفروش شود به چندین مرحله ویراستاری و بررسی نیاز دارد تا بازار از آن استقبال کند.

مثلاً جک کنفیلد که نویسنده‌ی مجموعه کتاب‌های «سوپ جوجه برای روح» است، می‌گوید این کتاب، مجموعه‌ای از داستان‌ها است. او می‌گوید:

وقتی من داستان‌های زیادی برای کتابم نوشتم شروع به انتشار آن‌ها نکردم بلکه این داستان‌ها را که مجموعه‌ای از صد داستان بود، به افراد مختلفی دادم که بخوانند و آن‌ها را رتبه‌بندی کنند.

داستان‌هایی که امتیاز کمی گرفته بودند را اصلاً در کتاب قرار ندادم چون آن‌ها برای گروهی از مخاطبان آزمایشیِ من داستان‌های جذابی نبودند و احتمالاً برای مخاطبان دیگر هم جذاب به نظر نمی‌رسیدند. ممکن است خودم به همه‌ی این داستان‌ها خیلی علاقه‌مند باشم یا برای من بار عاطفی داشته باشند ولی بعضی از آن‌ها با مخاطبان دیگر ارتباط برقرار نکنند و به نظرشان داستان جالبی نباشد. من داستان‌ها را امتیازبندی کردم و تعدادی از داستان‌ها را اصلاً در کتاب قرار ندادم.

یکی دیگر از کارهای جالب جک کنفیلد این است که تعدادی از داستان‌هایی را که از خوانندگان آزمایشی امتیاز بالاتری گرفته‌اند را در اول و آخر کتاب قرار داده است.

به قول خودِ جک کنفیلد:

وقتی مردم کتابی را برای مطالعه به دست می‌گیرند، اول، چند صفحه‌ی اول آن کتاب را می‌خوانند و بعد اگر خوششان آمد چند صفحه‌ی آخرِ کتاب را هم مطالعه می‌کنند و اگر آن را دوست داشتند تصمیم به خرید کتاب می‌گیرند.

او با این انتخاب هوشمندانه باعث شده تقریباً هر کسی که کتابش را برای بررسی به دست می‌گیرد آن را بخرد. وقتی کتاب را نوشتید فکر نکنید نوشتن کتاب تمام شده و سریعاً فکر عرضه‌ی آن به بازار را داشته باشید. کتاب برای پرفروش شدن باید پالایش شود.

مشاوره چاپ و نشر کتاب

برای دریافت مشاوره تخصصی در زمینه نویسندگی، ویراستاری و چاپ کتاب، فرم زیر را تکمیل کنید:


    مشاوره رایگان آموزش نویسندگی و چاپ کتاب