درباره چه بنویسم؟
همۀ ما کاری را بهتر از بقیه انجام میدهیم، در کاری بیشتر از بقیه اطلاعات داریم، عاشق کاری هستیم یا تجربۀ متفاوتی از بقیه داریم. کافی است همینها را بنویسید. فکر نکنید نویسندهها آدمهای متفاوتی هستند. آنها هم آدمهایی مثل شما هستند که فقط شروع کردهاند. نویسندگان آدمهای متمایزی نیستند؛ اما با نویسندگی متمایز شدهاند. طی این ۲۵ سالی که فعالیت انتشاراتی داشتهام، کتابهای بیش از 340 نویسندهای را منتشر کردهام که اولین کتابشان را نوشتهاند و به شما اطمینان میدهم که هیچ تفاوتی با شما نداشتهاند. اگر دنبال کتاب خاصی هستید و آن را پیدا نمیکنید، خودتان آن کتاب را بنویسید. حدود سالهای ۷۸-۷۹ کتابهای آموزشی و نوارهای آموزش زبان تولید میکردم. برای تولید نوار صوتی آموزشی زبان معمولاً نسخۀ چندان باکیفیتی وجود نداشت که از آن بهعنوان مَستر استفاده کنیم. شنیدم نرمافزاری آمده است که میتوان با آن صداها را ادیت کرد و کیفیتشان را ارتقا داد. چند پروژه به جاهای مختلف دادم تا برایمان مَستر تهیه کنند؛ اما قیمتها خیلی بالا بود.
تصمیم گرفتم خودم این کار را یاد بگیرم و انجام بدهم؛ ولی کسی این کار را آموزش نمیداد. کتابهایی هم که در این زمینه در بازار موجود بودند بسیار سنگین بودند و با توضیحات طولانی دربارۀ تاریخچۀ موضوع در دنیا شروع میشدند. در مورد چند موضوع دیگر هم مایل بودم آموزش ببینم؛ اما کتابهای موجود برای آن موضوعات هم فقط مقدمات را مطرح کرده بودند و مطالب را بهصورت عملی یاد نمیدادند. عملاً جای کتابهای کاربردی که قدمبهقدم و پروژهای آموزش بدهند در بازار خالی بود.
فکر کردم چهقدر خوب است که این خلأها را خودم پر کنم. در حقیقت سنگِبنای کتابهای کلید از نیاز خودم و از جستوجوی ناکام خودم به وجود آمد. بعد از آن، پروژۀ کتابهای کلید را تعریف کردم؛ با این راهکار و خطِمشی که در این مجموعهکتاب میخواهیم بهصورت عملی و قدمبهقدم و در قالب پروژه، فقط مهارتهای مختلف کامپیوتر را یاد بدهیم. چون نیاز برآورده نشده بزرگی در بازار بود، استقبال بسیار زیادی از این کتابها شد. تا الآن بیش از ۱۲۰ عنوان منتشر شده، بیش از ۵ میلیون جلد کتاب از این مجموعه فروخته شده و موفقیت بسیار خوبی داشته است. همۀ اینها در پی رصد و پیگیری بازار و درک کمبود بازار شکل گرفت.
در بازار بگردید و ببینید در کدام قسمت از موضوعی که میخواهید بنویسید خلأ وجود دارد و در چه موضوعی کتابهای خوبی که مناسب کاربر ایرانی باشد وجود ندارد. اگر این جای خالیها را کشف کنید و بر اساس آن کتاب بنویسید، مطمئناً موفق میشوید. بگذارید چند مثال بزنم تا ببینید چطور تجربههایی که احتمالاً بدیهی میدانید، میتوانند تبدیل به کتابی خواندنی شوند.
مثالها از روزمرگیهای زندگی است و شاید به نظر خودتان تخصص خاصی نیست و ارزش اینکه کتاب بشود ندارد؛ اما طی ۲۵ سال تجربهام در کتابفروشی و انتشارات، کتابهای زیادی را دیدهام و با مشتریهای بسیاری در ارتباط بودهام، و متوجه شدهام همین چیزهایی که به نظر شما ساده میرسد، مخاطب دارد.
آقای اختر خورۀ فیلم است. او یک فیلمبین حرفهای است. هر وقت بخواهم فیلمی ببینم با او مشورت میکنم. او دربارۀ آخرین فیلمهایی که دیدهام و دوست داشتهام میپرسد و با توجه به آنها فیلمی معرفی میکند که معمولاً برایم بسیار جذاب است. آقای اختر میتواند کتابی بنویسد و با سلیقههای مختلف فیلم پیشنهاد دهد.
آقای برهانی تاکسیران فرودگاه امام است. مدتی قبل که گیربکس اتوماتیک ماشین خراب شد و کلی خرج روی دستم گذاشت، از او دربارۀ اینکه چه چیزهایی عمر گیربکس اتوماتیک را کم میکند پرسیدم و توضیحاتی داد که فهمیدم اگر گیربکس ماشین خراب شده، تقصیر خودم بوده است. آقای برهانی میتواند کتابی بنویسد و روش درست استفاده از ماشینهای دندهاتوماتیک را آموزش بدهد.
خانم جابری هر بار به خانۀ مادرش میرود و مادرش دربارۀ کار با موبایل سؤالات مختلفی از او میپرسد؛ مثلاً دربارۀ روش کار با اپلیکیشنهای مختلف و اینکه اگر فلانطور شد چه کار کند. خانم جابری هم راهنماییاش میکند؛ اما مشکل اینجاست که مادرش همه را فراموش میکند و در دیدار بعدی همۀ حرفهای قبلی را باید تکرار کند. خانم جابری میتواند کتابی بنویسد و چیزهایی که پدربزرگها و مادربزرگها برای کار با موبایل لازم دارند را آموزش بدهد.
خانم دهقان بچههایی دارد که همۀ مادرها آرزوی چنین بچههایی را دارند؛ درسخوان، مسئولیتپذیر، سالم، خوشاخلاق. در مهمانیها معمولاً مادرها به او میگویند به ما هم یاد بده چهکار کنیم تا بچههایمان مثل بچههای تو بشوند. خانم دهقان میتواند کتابی بنویسد و تجربیات فرزندپروریاش را آموزش بدهد.
آقای هرمزی متخصص وامهای بانکی است. او همیشه میداند که کدام بانک چهقدر وام میدهد، سودش چهقدر است، بازپرداختش چهقدر است، چه مدارکی میخواهد، اگر فلان امتیاز را داشته باشی راحتتر وام میدهند و… . آقای هرمزی میتواند کتابی بنویسد و روش دریافت وام را یاد بدهد.
مدتی قبل، سفری به چابهار رفته بودیم و غذاهای آنجا را خیلی دوست داشتیم. بعضی غذاها ویژۀ همان منطقه بود؛ اما حتی غذاهایی که در شهرهای دیگر هم متداول است، آنجا رنگ و بو و عطر ویژهای داشت. همسرم از خانم وحدت که مهمان او بودیم، رمز غذاهای خوشمزهاش را پرسید و او ادویههای خاص جنوب را به ما معرفی کرد. ما با خودش به ادویهفروشی رفتیم و چند نوع ادویه خریدیم و روش استفادۀ آن ادویهها را هم از او یاد گرفتیم. خانم وحدت میتواند کتابی دربارۀ آشپزی جنوبی و ادویههای مختلف آن بنویسد.
از این مثالهای روزمره در زندگیِ هر کدام از ما فراوان است. کارهایی که انجام میدهید و فکر میکنید خیلی بدیهی و راحت است را جدی بگیرید. افراد زیادی دنبال یادگرفتن همان کارها هستند. اگر کتابی دربارۀ آن کارها بنویسید و بهدرستی کتاب را معرفی و منتشر کنید، همان افرادی که دنبال یادگرفتن این موضوعات هستند، مشتری کتابتان میشوند.
همۀ کتابهای مجموعۀ کلید که منتشر کردیم و موفقیتهای بزرگی به دست آورد و بیش از ۵ میلیون جلدش تاکنون فروش رفته، به همین صورت بوده است؛ آموزشهای بسیار پایهای و ساده برای نرمافزارهای مختلف در این کتابها آموزش داده شده است.
در کتاب کلید ویندوز که بیش از ۹۰ هزار جلدش فروش رفته است، آموزشهای بسیار سادۀ کامپیوتر مثل اینکه چطور کامپیوتر را روشن کنیم و چطور فایل کپی کنیم نوشته شده؛ ولی همین آموزشهایی که به نظر شما ساده است، مورد نیاز گروهی از مردم است و طبق اصول صنعت نشر دقیقا همین پاسخ به نیاز مخاطب ضامن موفقیت کتاب است.
Warning: Trying to access array offset on false in /home3/kelidcom/public_html/wp-content/themes/kelid/inc/shortcodes/share_follow.php on line 29
