
اگر حرفهایم تکراری باشد چه؟
به حرفزدن اطرافیانتان دقت کنید؛ هر کدام لحن خاصی دارند، تکیهکلام متفاوتی دارند؛ یکی جدی و رسمی صحبت میکند، دیگری صمیمانه و خودمانی؛ یکی در حرفهایش تجربیات خودش را مثال میزند، یکی از اتفاقات تاریخی شاهد و مثال میآورد. شاید اصل حرفها یکسان باشد و تفاوت جدی نداشته باشد؛ اما بیان هر کدام جذابیت خودش را دارد.
نویسندگان کتاب هم هر کدام تجربیات خاص خودشان را داشتهاند، مطالعات متفاوتی کردهاند و دنیا را از زاویه متفاوتی دیدهاند. همین دید متفاوتْ کتاب نویسنده را خاص و جذاب میکند.
کل دنیا را هم که بگردید، چیز جدیدی پیدا نمیکنید. بیان حرفهای قبل بهشکل متفاوت، مخاطب جدیدی دارد.

این دو بیت از سعدی و ابتهاج را مقایسه کنید؛ با فاصله ۷۰۰ سال یک مفهوم را گفتهاند؛ اما هر کدام به بیان خود. هر دو هم در حافظۀ مردم نشسته است:
آن به که نظر باشد و گفتار نباشد
تا مدعی اندر پس دیوار نباشد
سعدی
نشود فاشِ کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامهرسان من و توست
ابتهاج
مهم رنگآمیزی شما و تجربیات شماست. بهقول مارک تواین: “حضرت آدم تنها کسی بود که وقتی چیز جالبی میگفت اطمینان داشت کسی قبل از او چیزی نگفته است.”
داستانهای مثنوی معنوی با وجود همه شهرتش، قبلا وجود داشته و روش ترکیب و طرز بیان آن داستانها، مثنوی را جذاب و ویژه کرده است. استاد بدیعالزمان فروزانفر کتابی ۳۰۰صفحهای تألیف کرده که کل آن درباره ماخذهای داستانها و حکایتهای مثنوی است.
مثل زنبور عسل باشید، نه مثل مورچه. مورچه فقط دنبال جمعکردن مواد غذایی مختلف است؛ اما زنبور شیره گلها را جمع میکند، در بدنش فراوری میکند و عسل شیرین و مقوی میدهد. ترکیب یگانه شما از محتوای موجود و تلفیق آن با تجربیاتتان محتوای شیرین و جذابی مثل عسل تولید میکند.
Warning: Trying to access array offset on false in /home3/kelidcom/public_html/wp-content/themes/kelid/inc/shortcodes/share_follow.php on line 29
