چطور بنویسیم؟ خیلی ساده، همانطور که حرف میزنیم
چطور بنویسیم؟ خیلی ساده، همانطور که حرف میزنیم. تصمیم میگیرید بنویسید؛ اما یاد انشایی میافتید که در دبستان نوشتید و معلم بیحوصله بهخاطر آن شما را مسخره کرد و بچهها به شما خندیدند. یاد کتابهایی که در دوران تحصیل مجبور بودید بخوانید میافتید. یاد نامههای اداری میافتید که مجبور بودید قلمبهسلمبه بنویسید. یاد نوشتههای سعدی و زیباییهای کلامش میافتید.
حالا همه این خاطرات باعث شده تصور کنید نوشتن غول بیشاخودُم بزرگی است. شما نه قرار است سعدی بشوید و نه قرار است برای فلان اداره نامه بنویسید. شما میخواهید برای اشخاصی مثل خودتان بنویسید؛ کسی مثل دوست من، دوست شما. یکی از همین افرادی که هر روز میبینیمشان و با آنها حرف میزنیم مخاطب نوشتههای شماست. چرا با همان زبانی که هر روز با آنها حرف میزنید ننویسید؟! وقتی همانطور که حرف میزنید مینویسید، هم خیلی راحت و سریع مینویسید، هم هر کسی که مخاطبتان است، نوشتهتان را خیلی راحت میفهمد. حتما این جمله را زیاد شنیدهاید: هر سخن کز دل برآید، لاجرم بر دل نشیند. مطالعه مقاله مفید ۹ قدم ساده برای ایجاد عادت نوشتن روزانه نیز در این مسیر به شما کمک شایانی خواهد کرد.
مخاطب کتاب خود را به دقت بشناسید
خیلی ساده، مخاطبی که این کتاب را برایش مینویسید در ذهنتان مشخص کنید و فرض کنید دارید برای او حرف میزنید و همانها را بنویسید. اگر مخاطبتان مادر خانهدار است، مثلاً دخترخاله خانهدارتان را در ذهنتان مجسم کنید و برای او بنویسید. طوری بنویسید که او متوجه بشود و علاقهمند شود که نوشتهتان را بخواند. اگر مخاطبتان افراد شاغل در یک شغلاند، مثلاً حسابدارند، یکی از آنها را در ذهنتان مجسم کنید.
الکی نگویید کتاب من برای همه است. ممکن است نوشتهتان برای همه، اعم از زن و مرد و کودک و پیرمرد و بیکار و شاغل، مناسب باشد؛ اما اکثر مخاطبان متنتان چه کسانی هستند؟ انتظار دارید بیشترْ زنها این کتاب را بخوانند یا مردها؟ زنهای جوان یا دخترهای دبستانی یا زنهای میانسال. اگر از قبل مشخص کنید که اکثر مخاطبانتان چه کسانیاند، هم راحتتر مینویسید و هم زمانی که کتاب چاپ شد، راحتتر فروش میرود. برای اطلاعات بیشتر در خصوص فرآیند انتشار، مطلب چاپ کتاب از نوشتن تا انتشار را مطالعه کنید.
نکات کلیدی برای تبدیل گفتار به نوشتار روان
خلاصه، برای مخاطبی که میشناسیدش، به همان زبانی بنویسید که با او صحبت میکنید. لازم است چند دقت کوچک هم داشته باشید:
۱. ما در گفتوگو کلمات را میشکنیم؛ مثلاً میگوییم «برم نون بخرم». اما در نوشتار باید کلمات را بهشکل نوشتاری بهکار ببریم، یعنی «بروم نان بخرم». شکستهنویسی کلمات که به آن محاورهنویسی هم میگویند، بهدلایل مختلفی توصیه نمیشود که بحثی طولانی دارد؛ اما یکی از اصلیترین ایرادهایش سختخوانشدن متن برای مخاطب است. ممکن است شما که متن را نوشتهاید راحت آن را بخوانید؛ چون با متن آشنا هستید؛ اما مخاطبی که اولین بار است متنتان را میخواند، خواندن متن محاورهای برایش آسان نیست. نمونه زیر را ببینید. قسمتی از کتاب تست مامان است که با بیانی محاورهای نوشته شده است:
«میگن نباید از مامانتون بپرسین که ایدهتون خوبه یا نه. آره یه جورایی درست میگن؛ ولی اونایی که این حرف رو میزنن، نکته اصلی ماجرا رو متوجه نشدن. شما در واقع نباید از هیچکس درباره خوب یا بد بودن ایدهتون سؤال کنین.»
۲. در گفتوگو از کلمات اضافهای استفاده میکنیم که در نوشتن باید حذفشان کنیم. مثلاً میگوییم «چطور مطوری؟»، ولی در نوشتن باید بنویسیم «چطوری؟». استثنای آن برای نوشتن دیالوگها در کتابهای داستانی است که با این کلمات اضافه شخصیت گوینده را مشخص میکنیم.
۳. در گفتوگو، ما گاهی جملههای بلند و درهم میگوییم؛ چون لحن، مکث، حالت چهره و دستها به کمکمان میآیند. در نوشتن، این کمکها وجود ندارد. بهترین کار این است که جملههای طولانی را به چند جمله کوتاهتر و روشنتر تبدیل کنیم. جمله کوتاهتر، فهم را آسانتر میکند. هرچه فهم متن آسانتر باشد، خواننده با آن بیشتر همراه میشود. برای ارتقای مهارتهای نویسندگی، مراجعه به منابع معتبری همچون راهنمای نگارش کتاب در ویکیهاو (WikiHow) نیز بسیار راهگشا خواهد بود.
Warning: Trying to access array offset on false in /home3/kelidcom/public_html/wp-content/themes/kelid/inc/shortcodes/share_follow.php on line 29

