چگونه هر روز یک داستان کوتاه بنویسیم

نوشتن داستان‌های کوتاه یکی از علاقه‌مندی‌های من است. شاید بیش از حد به این کار پرداخته‌ام، تا جایی که گاهی اوقات به جای تعامل با دیگران و خروج از خانه، فقط به نوشتن می‌پردازم.

دلایل زیادی برای نوشتن داستان‌های کوتاه وجود دارد. یکی از مهم‌ترین آن‌ها، شادی و رضایتی است که در پایان یک داستان احساس می‌کنید. هیچ چیز بهتر از این نیست که عبارت «پایان» را در انتهای یک نوشته تایپ کنید. اگر نویسنده کتاب هستید، ممکن است این حس را فقط یک یا دو بار در سال تجربه کنید، اما با نوشتن داستان‌های کوتاه می‌توانید این احساس را بارها و بارها تجربه کنید.

یکی دیگر از مزایای داستان‌های کوتاه، این است که به شما اجازه می‌دهند ایده‌هایی را آزمایش کنید که شاید دوست نداشته باشید آن‌ها را در یک رمان کامل بگنجانید. در داستان کوتاه، نیازی به یک داستان بزرگ ندارید. تنها چیزی که لازم دارید، داستانی است که حداکثر به هفت صفحه نیاز دارد. حتی می‌توانید به نوشتن داستان‌های بسیار کوتاه‌تر (مانند داستان‌های فلش) بپردازید. ارنست همینگوی نیز یک بار داستانی را با شش کلمه تعریف کرده است، بنابراین هرگز نگران نوشتن داستان‌های خیلی کوتاه نباشید.

داستان‌های کوتاه می‌توانند مانند لیگ‌های کوچک برای ایده‌های شما باشند. مثلاً، وقتی روی یک ایده کار می‌کنید و متوجه می‌شوید که داستان خیلی بیشتری از آنچه فکر می‌کردید وجود دارد، ممکن است متوجه شوید که این یک داستان کوتاه نیست، بلکه یک کتاب است. بنابراین، می‌توانید آن را به یک پروژه بزرگ‌تر تبدیل کنید و روی آن کار کنید.

بنابراین، چرا باید هر روز یک داستان کوتاه بنویسید؟ این یک چالش است و همیشه خوب است که خود را به چالش بکشید. فرض کنید که شما هر روز یک داستان بنویسید. در پایان یک سال، شما 365 داستان کوتاه خواهید داشت. ممکن است بسیاری از آن‌ها کار نکنند، اما مطمئناً برخی از آن‌ها موفق خواهند بود. این به شما 365 فرصت برای آزمایش ایده‌ها می‌دهد. تصور کنید اگر تمام این ایده‌ها را روی کاغذ بیاورید، چه کارهایی می‌توانید انجام دهید.

اگر شما هم مانند من تمایل دارید که فقط در ذهن خود بنویسید، احتمالاً ده‌ها داستان در ذهنتان در حال چرخش هستند و وسوسه می‌شوید که آن‌ها را در ذهن خود نگه‌دارید. اما اگر بتوانید آن‌ها را بنویسید، حتی اگر فقط بخش‌های ابتدایی داستان را بنویسید، در درازمدت به شما کمک می‌کند.

برای شروع نوشتن داستان هر روز، شب قبل از نوشتن، عنوان داستان خود را آماده کنید. معمولاً از عنوان شروع می‌کنم و سپس پایان داستان را می‌نویسم. معمولاً فقط یک یادداشت از آنچه که می‌خواهم پایان باشد می‌گذارم تا فراموش نکنم.

بعد از اینکه عنوان و پایان را مشخص کردید، نوشتن داستان به سادگی پیش خواهد رفت. یکی دیگر از نکات این است که از نزدیک‌ترین نقطه به پایان داستان شروع کنید. بسیاری از داستان‌ها که می‌خوانم، به نظر می‌رسد که آغاز یک اثر طولانی‌تر هستند. این باید به‌عکس باشد. شما به یک داستان کامل با نتیجه‌گیری نیاز دارید وگرنه فقط در حال نوشتن یک صحنه هستید.

همچنین، از نوشتن داستان‌های کوتاه نترسید. واقعاً هیچ دلیلی برای تلاش برای رسیدن به یک تعداد کلمات دلخواه وجود ندارد. اگر داستان شما فقط 700 کلمه است، همین مقدار کافی است. حتی اگر داستان شما تنها 300 کلمه باشد، به شرطی که دارای آغاز، میانه و پایان باشد، شما یک داستان دارید و افزودن بیشتر فقط داستان را گیج‌کننده می‌کند.

اگر نگران این هستید که ایده‌های جدیدی پیدا نکنید، شگفت‌زده خواهید شد که هنگام نوشتن چه تعداد ایده جدید به ذهنتان می‌رسد. هر بار که داستانی می‌نویسید، معمولاً 3 یا 4 ایده جدید به ذهنم می‌رسد. بنابراین، عنوان بگیرید، پایان را مشخص کنید و شروع به نوشتن کنید. با این روش، به زودی خواهید توانست هر روز یک داستان بنویسید.