مقالات اولیه من در دنیای آنلاین واقعاً نیاز به برچسب هشدار داشتند.
“فوران کلمات.”
من به طرز عجیبی مینوشتم، مثل اینکه در حال تحویل یک مقاله دانشگاهی هستم، که البته منطقی هم بود زیرا تازه فارغالتحصیل شده بودم و نمیدانستم چه چیزی مورد نیاز است. من با پاراگرافهای طولانی و زیبا به موضوعات میپرداختم و فکر میکردم که مردم همین را میخواهند.
نوشتن آنلاین نیازمند مهارتهای بیشتری است.
اهمیت کپیرایتینگ، فضاگذاری و اعتبار
از همه مهمتر، اعتبار شما در نوشتن آنلاین بسیار مهم است.
چگونه بدون یک میلیون دنبالکننده اعتبار خود را ایجاد کنیم؟
خوانندگان معمولاً از خود میپرسند:
این اطلاعات از کجا آمده است؟
چرا باید به این موضوع اهمیت دهم؟
چرا باید به شما اعتماد کنم؟
به این نکته توجه کنید. شما نیز هنگام خواندن یک مقاله آنلاین یا تماشای ویدیوی یوتیوب همین کار را انجام میدهید.
برای ایجاد اعتبار نیازی به تخصص در یک موضوع خاص ندارید. هیچکس از شما نمیخواهد که دکتری در فیزیولوژی داشته باشید تا درباره ورزش بنویسید یا قبل از نوشتن درباره سیاست رئیسجمهور شوید.
هر کسی میتواند با استفاده از این دو استراتژی اعتبار خود را افزایش دهد:
۱. داستانهای شخصی بگویید
این استراتژی را میتوان در بین یوتیوبرها و تیکتاکرها مشاهده کرد، اما برای نوشتن آنلاین نیز به همان اندازه مؤثر است.
داستان خود را بگویید. این کار به شما اعتبار فوری میدهد.
مثلا، من و نامزدم کانال یوتیوب کارا و نیت را دنبال میکنیم. آنها ویدیوهایی درباره سفر در بودجه میسازند و داستانهای جالبی از سفرهایشان را به اشتراک میگذارند.
این زوج عادی با داستانهای سفری جالب خود، اعتبار را ایجاد میکنند. آنها اشتباهات مشابهی را مرتکب میشوند و تجربیات مشابهی دارند که ما نیز میتوانیم با آنها ارتباط برقرار کنیم.
با ویدیوهای آنها، شما:
– درسهایی که آموختهاند.
– اشتباهات را که باید از آنها پرهیز کرد.
– نکات و ترفندهایی که برایشان مفید بوده است.
این ویدیوها درسهای واقعی را از طریق داستانهای شخصی به بیننده منتقل میکند و این تمام اعتبار مورد نیاز ماست.
۲. درباره شخصی با اعتبار بنویسید
بیشتر مقالات من به همین استراتژی تکیه دارند.
از آنجایی که نمیتوانم ادعا کنم که یک متخصص هستم، اعتبارم را از کسی که واقعاً متخصص است قرض میگیرم.
من یک مقاله، ویدیو یا پست تیکتاک از یک منبع معتبر را بررسی میکنم و سپس چیزی جالب را در مقالهام بررسی میکنم.
مثلا، من مقالهای درباره کریس مارتین، خواننده گروه کلدپلی نوشتم که در آن درباره فرآیند خلاقیتش صحبت میکند.
کریس مارتین به عنوان یک هنرمند معتبر شناخته میشود. او در مصاحبهاش میگوید که محدودیتها میتوانند به نقاط قوت تبدیل شوند:
“من قرار نیست بهترین خواننده تمام دورانها باشم. من نمیتوانم به اندازه کافی سریع گیتار بزنم و هرگز نمیتوانم مانند تینا ترنر برقصم.
اما شاید بتوانم چیزهایی را به شکل عجیب و غریبی انجام دهم… نمیگویم موسیقی ما بهترین است، اما شاید واقعاً از آن ما باشد.”
من میتوانم چیزی شبیه به این بنویسم، اما واقعاً به همان اندازه تأثیرگذار نخواهد بود.
در عوض، میتوانم از اعتبار کریس استفاده کنم و داستان شخصیام را در مورد اینکه چگونه حکمت او مستقیماً بر بهبود شغل نویسندگی من تأثیر گذاشته، به اشتراک بگذارم.
این ارتباط شخصی باعث میشود محتوا قابل ارتباط و جذابتر شود.
همه نویسندگان معتبر هستند
امیدوارم این مقاله به شما کمک کند تا متوجه شوید نیازی نیست که باراک اوباما یا آقای بیست باشید تا نویسندهای معتبر باشید.
من قول میدهم که نوشتن آنلاین به این صورت کار نمیکند.
احساساتی بنویسید، داستانها را تعریف کنید و درباره کسی که به شما الهام داده بنویسید.
چیزی بنویسید که خودتان بخواهید آن را بخوانید.
