نوشتن مثل فریاد زدن است.
شما میتوانید با صدای زیبا فریاد بزنید و مردم آن را آواز خواندن نامیده و از صدای شما تمجید کنند. شاید حتی بتوانید یک سالن اپرا را پر کنید و به خاطر نمایش هنریتان تشویق شوید.
اما ممکن است که شما به طرز وحشتناکی فریاد بزنید، طوری که به نظر بیاید مثل یک گربه در حال زائیدن فریاد میزند. اما این لزوماً به این معنا نیست که مردم از شنیدن صدای شما قدردانی نخواهند کرد.
برای مثال، اگر چیزی که فریاد میزنید این باشد: «هشدار! گرگ در حال حمله است!» هر کسی که در حال بستن بند کفشهایش باشد، به شدت قدردان این هشدار خواهد بود. در واقع، در آن لحظه، ممکن است بیشتر از زمانی که با صدای فرشتهای آواز میخواندید، قدردانی کند.
بنابراین، همانطور که میبینید، فریاد زدن نیازی به هنری بودن ندارد تا مورد قدردانی قرار بگیرد و نوشتن هم همینطور است. اگر شما در مهارتهای هنری کمبود دارید، هنوز هم میتوانید یک مخاطب بسازید. فقط باید راههای دیگری برای ارزشمند کردن کلماتتان پیدا کنید.
چطور خوانندگان را جذب کنید حتی اگر نویسندهای بیمهارت هستید
یک نکته جالب که در دوران دانشگاه متوجه شدم، این بود که استادان با تجربه و متخصص در زمینههای خود معمولاً بدترین معلمان بودند.
آنها به قدری در تخصص خود غرق شده بودند که اغلب فراموش میکردند که یک مبتدی چه احساسی دارد. سخنرانیهای آنها پر از اصطلاحات پیچیده بود و بر ما و بیشتر دانشآموزان همکلاسیام، غلبه میکرد.
از طرف دیگر، بهترین معلمان معمولاً کسانی بودند که تقریباً به اندازه ما بیخبر بودند. آنها برای اولین بار در حال تدریس یک درس بودند و تنها یک هفته از ما جلوتر بودند. این بدان معنا بود که هر هفته تقریباً همزمان با ما، در حال یادگیری مطلب بودند.
نتیجه این شد که آنها دقیقاً میدانستند چه چیزی ممکن است ما را به دردسر بیندازد، چون سطح درک آنها فقط یک قدم بالاتر از ما بود.
شما هم میتوانید با نوشتن به همین شیوه عمل کنید. به جای تلاش برای شگفتزده کردن ما با نثر پرزرق و برقتان، فقط یک موضوع که به آن علاقه دارید انتخاب کنید، به آن بپردازید و بگذارید ما در این سفر با شما همراه شویم.
ما را با «لحظات آها!» و «اوپس!»های خود همراه کنید و همینطور به جلو بروید. این کار را میتوانید با هر موضوعی که میخواهید انجام دهید، بدون توجه به اینکه سبک نوشتنتان چقدر آماتوری است. فقط سعی کنید مانند کسی که در حال توضیح دادن چیزی به یک همکلاسی است که کلاس را از دست داده، مسائل را توضیح دهید.
چرا که، هر چیزی که شما به یادگیری آن علاقهمندید، کسی دیگر هم وجود دارد که به آن موضوع علاقهمند است..
بنابراین، ناامید نشوید حتی اگر نویسندهای تازهکار هستید که درباره هیچ چیز نمیدانید. فقط یک موضوع که شما را هیجانزده میکند انتخاب کنید و از دیدگاه، تجربیات و حتی ناآگاهی خود به عنوان قوتتان استفاده کنید.
این رویکرد میتواند به شما کمک کند تا به تدریج یک مخاطب وفادار پیدا کنید و سفر نویسندگی خود را آغاز کنید.
