۷  تکنیک نوشتن که آن‌قدر خوب هستند که باید غیرقانونی باشند

نوشتن یک هنر است و برای تبدیل شدن به یک نویسنده خوب، نیاز به دانستن تکنیک‌های خاصی دارید. این تکنیک‌ها نه‌تنها به شما در نوشتن داستان‌هایی جذاب کمک می‌کنند، بلکه به شما این امکان را می‌دهند که خوانندگان را درگیر کنید و آن‌ها را به ادامه خواندن ترغیب کنید. بیایید به ۷ تکنیک نوشتن بپردازیم که آن‌قدر مؤثرند که شاید بهتر باشد درباره‌شان صحبت نکنیم!

۱. تکنیک دوگانه

یک اشتباه بزرگ که بسیاری از نویسندگان مرتکب می‌شوند این است که هر صحنه فقط یک هدف دارد. برای پیشبرد داستان، ایجاد تنش یا رمانتیک کردن فضا. اما بهتر است تلاش کنید هر صحنه حداقل دو کار انجام دهد.

به‌عنوان مثال، در فیلم Spectre، جیمز باند نیاز به اطلاعات دارد، اما آیا او یک مکالمه عادی با یک خبرچین دارد؟ خیر! او این اطلاعات را در حین رمانتیک کردن با یک زن جذاب به‌دست می‌آورد.

تلاش کنید هر صحنه به‌طور همزمان چند کار انجام دهد تا خواننده همیشه درگیر داستان باشد.

۲. ایجاد هیجان در داستان: هنر کمین کردن در داستان‌نویس

 برای ایجاد تنش در داستان، یکی از بهترین روش‌ها این است که اطلاعاتی را به خواننده بدهید که او را نگران کند. در کتاب Fantastic Mr. Fox نوشته رولد دال، نویسنده صفحه‌ای کامل را به شرح چگونگی خزیدن آقای فاکس از لانه‌اش در شب اختصاص می‌دهد. اما در این میان، خواننده از این موضوع آگاه است که سه کشاورز به نام‌های باگیس، بونس و بین در کمین آقای فاکس نشسته‌اند. این اطلاعات باعث می‌شود که تنش و هیجان زیادی ایجاد شود، زیرا خواننده می‌داند که در حال انتظار برای یک درگیری بزرگ است.

۳. عدم تساهل

این یک درس عالی از سریال Breaking Bad است. زمانی که نیاز دارید شخصیتی چیزی را به شخصیت دیگر بگوید، می‌توانید فقط آن را بگویید، اما گاهی اوقات این بهترین راه نیست.

در Breaking Bad، مایک باید به والتر بگوید «هیچ تساهلی وجود ندارد». اما به‌جای اینکه فقط بگوید، یک داستان کامل تعریف می‌کند که نشان‌دهنده اهمیت این جمله است.

چنین داستانی قدرت بیشتری به پیام می‌دهد و به خواننده کمک می‌کند تا آن را به‌خوبی درک کند.

۴. تأخیر در احساسات

این تکنیک کمک می‌کند شخصیت‌های شما واقعی‌تر به‌نظر برسند. هرگاه یک فاجعه بزرگ در زندگی شخصیت شما اتفاق می‌افتد، مانند رد شدن از دانشگاه‌ها یا مرگ یک عزیز، اولین غریزه شما این است که واکنش شدیدی نشان دهید. اما پیشنهاد من این است که واکنش را به تأخیر بیندازید.

بعداً، شخصیت در واکنش به یک چیز بسیار کوچک دچار فروپاشی می‌شود. این تأخیر در احساسات به شخصیت‌ها عمق بیشتری می‌دهد و خواننده را به آن‌ها نزدیک‌تر می‌کند.

۵. احساسات عجیب و غریب

برای واقعی‌تر کردن شخصیت‌ها، به آن‌ها واکنش‌های غیرعادی نسبت به رویدادها بدهید. برای مثال، کسی که نسبت به بمباران پرل هاربر بی‌خیال است یا کسی که در هنگام وقوع سونامی خوشحال است.

این نوع واکنش‌های غیرمعمول شخصیت شما را از سایر شخصیت‌ها متمایز می‌کند و نشان می‌دهد که او واقعاً کیست.

۶. تکنیک سکه طلایی

دون فری نویسنده‌ای بود که از این‌که خوانندگانش کتاب‌هایش را در وسط رها می‌کردند، ناامید شده بود. بنابراین او تکنیک سکه طلایی را ابداع کرد.

استراتژی او این بود که به‌طور دوره‌ای «سکه‌های طلا» در داستان خود بگذارد تا خوانندگان را مشغول نگه دارد. این سکه‌ها می‌توانند شامل یک چرخش غافلگیرکننده یا معرفی شخصیت جدیدی باشند.

هدف شما به عنوان یک نویسنده این است که با ارائه این سکه‌های طلایی به خوانندگان، آن‌ها را به خواندن ادامه دهید.

۷. به سمت عقب متمایل شوید

پایان صحنه، فصل یا کل کتابی که می‌نویسید را تعیین کنید و سپس به سمت عقب متمایل شوید. به این معنا که خواننده را متقاعد کنید که نتیجه‌ای که فکر می‌کند پیش‌آمد نخواهد داشت.

اگر در حال نوشتن یک فیلم ورزشی هستید، سعی کنید به خواننده بگویید که آن‌ها شانس برنده شدن ندارند. هرچه مشکلات بیشتر باشد، پایان رضایت‌بخش‌تر خواهد بود.

با استفاده از این تکنیک‌ها، می‌توانید داستان‌های جذاب‌تری بنویسید و خوانندگان را در طول داستان به خود جذب کنید. از آن‌ها استفاده کنید و به سفر نوشتاری خود ادامه دهید!