قبل از اینکه طعم موفقیت را با نوشتنم بچشم مجبور شدم این چیزها را کنار بگذارم

مسیر من از دانشجوی مهندسی عمران به یک نویسنده تمام‌وقت، پر از شکست‌ها و موفقیت‌ها بود.

نه راهنمایی داشتم، نه نقشه‌ای برای دنبال کردن، و نه قوانینی برای پیروی. تنها چیزی که داشتم، این آتش در قلبم و باور محکم به اینکه روزی موفق خواهم شد، بود.

اگر زودتر برخی چیزها را کنار گذاشته بودم، مطمئناً مسیرم کوتاه‌تر و راحت‌تر می‌شد. اما چون بی‌تجربه بودم، به آن‌ها بیش از حد چسبیدم.

پنج تغییر فکری که در این مقاله ذکر کرده‌ام، مدت‌ها مانع پیشرفت من بودند. تنها زمانی که از آن‌ها رها شدم، توانستم طعم موفقیت را در مسیر نویسندگی‌ام بچشم. اگر شما هم نویسنده‌ای هستید که در تلاش برای رسیدن به موفقیت هستید، ادامه مطلب را بخوانید تا با حقایقی تغییر دهنده‌ی زندگی روبرو شوید.

۱. شخصی کردن به عنوان نویسنده

 طبیعی است که به کارمان دلبسته شویم. اما اگر می‌خواهید در کسب‌وکار محتوا بمانید، باید هنر رها کردن را یاد بگیرید.

خیلی سخت است که وقتی عاشق هنر خود هستید، نتایج را شخصی نگیرید

موفقیت و شکست هر دو می‌توانند جلو پیشرفت شما را بگیرد. اما در نویسندگی چطور؟

موفقیت: یک مقاله ویروسی باعث می‌شود بخواهید باز هم محتوای ویروسی تولید کنید. اما ویروسی شدن هیچ‌گاه در دستان شما نیست. اگر همچنان دنبال این باشم، در نهایت خسته خواهم شد و خود واقعی نویسنده‌ام را از دست خواهم داد.

وقتی این را درک کردم، دیگر موفقیت یک مقاله را شخصی نگرفتم. هدف من این است که به نوشتن ادامه دهم و سرم را پایین نگه دارم و کار کنم.

شکست: از طرف دیگر، یک مقاله ناموفق ممکن است باعث شود بخواهم نوشتن را رها کنم اگر بیش از حد به نتایج آن بچسبم.

شخصی کردن مسائل باعث می‌شود در چرخه‌ای از کمال‌گرایی و تعلل گرفتار می‌شوم و حتی بعد از ساعت‌ها کار سخت، احساس موفقیت نکنم.

 ۲. مقایسه با دیگران

وقتی نوشتن را شروع کردم، فکر می‌کردم همه‌چیز برای دیگر نویسندگان واضح و آسان است به جز من.

به  شبکه‌های اجتماعی دیگر نویسندگان نگاه می‌کردم و به آن‌ها حسادت می‌کردم که چطور همه چیز برایشان به نظر درست می‌آید، در حالی که من در تلاش بودم تا در نوشتن و درآمد از آن به موفقیت برسم.

در نهایت فهمیدم که شبکه‌های اجتماعی یک دروغ کاملاً دستکاری شده است. چیزی که می‌بینید همیشه حقیقت نیست.

به جای مقایسه، به سفر خودتان تمرکز کنید. رشد دیگران هرگز نتایج شما را بهتر نمی‌کند. آنچه که برای رشد خودتان انجام می‌دهید، بیشترین اهمیت را دارد.

۳. سرزنش ناشران

اگر محتوای من موفق به کسب درآمد نمی‌شود، باید مکانیزم های بازار نشر را بهتر درک کنم و استراتژی‌هایم را مطابق با آن تغییر دهم.

بازار نشر به من چیزی بدهکار نیست. آن‌ها درحال کسب و کار خودشان هستند و اگر می‌خواهم موفق باشم، باید خودم را با آن‌ها تطبیق دهم.

۴. توقع موفقیت سریع

در اوایل روزهای نویسندگی‌ام، انتظار داشتم روزهای خوب زود از راه برسد. وقتی دوره‌های سخت شروع شد، میل به تسلیم شدن قوی بود.

حالا می‌دانم که فقط یک راه برای موفقیت وجود دارد: ادامه دادن. با گذشت زمان، متوجه شده‌ام که نویسندگی ، علم موشک نیست یا چیزی نیست که فقط افراد با استعداد بتوانند انجام دهند، بلکه راز آن ادامه دادن است.