داستانها برای نویسندگان ابزار قدرتمند هستند. ابزاری که میتواند تقریباً همهچیز را به دست آورد: توجه را جلب کند، به یاد ماندنی باشد، متقاعد کننده باشد و جذاب و مرتبط با زندگی خواننده باشد.
اما من متوجه شدم که نوشتن داستانها برایم دشوار است. در جمع دوستانم ، بسیار راحت داستانهای خندهداری را به اشتراک میگذارم. اما وقتی به نوشتن میرسد، متوجه میشوم که در حفظ توجه خوانندگان مشکل دارم.
بدانید که داستانها کلید موفقیت در نوشتن هستند، بنابراین تصمیم گرفتم که نحوهی داستاننویسی را یاد بگیرم. مشاورههای مختلفی را مطالعه کردم و شیوههای نویسندگان برتر را تحلیل کردم و متوجه شدم که اشتباهات زیادی میکنم.
در اینجا ۵ اشتباه داستاننویسی را که در حال اصلاح آنها هستم، به اشتراک میگذارم:
۱. داستان را فقط برای خودتان نمینویسید
بهترین داستانها داستانهای شخصی هستند. این امکان را به شما میدهند که با خوانندگان ارتباط برقرار کنید و طرفدارانی وفادار بسازید. اما خطرناک است که در جزئیات خود غرق شوید و فراموش کنید که داستان برای خواننده است، نه برای خودتان.
این تغییر در دیدگاه شما میتواند تعیین کند که کدام جزئیات را نادیده بگیرید، چه چیزی را برجسته کنید و کدام داستان را بگویید.
۲. راهاندازی طولانی
هر داستان سه بخش دارد: مقدمه، مشکل و راهحل. اما این سه بخش برابر نیستند.
– مقدمه: جایی که شخصیت اصلی و موقعیت معرفی میشود.
– مشکل: تضاد اصلی نمایان میشود.
– راهحل: قهرمان داستان مشکل را حل میکند.
بسیاری از نویسندگان مقدمه را بیش از حد طولانی میکنند. این بخش معمولاً کسلکنندهترین قسمت داستان است. سعی کنید با سرعت بیشتری به مشکل برسید.
به جای این که بگویید: “من صبح از خواب بیدار شدم و دوش گرفتم و در حالی که صبحانه میخوردم، اخبار را گوش میدادم…”، بهتر است بگویید: “کلیدهای ماشینم را نمیتوانستم پیدا کنم.”
۳. افزایش تنش
مشکل، منبع قدرت داستان شماست و توجه خواننده را حفظ میکند. برای این کار، باید به دو نکته توجه کنید:
– علاقهمندی خواننده به موضوع
– علاقهمندی خواننده به شخصیت
اگر خواننده نتواند با مشکل شما ارتباط برقرار کند، داستان شما جذاب نخواهد بود. به خواننده نشان دهید که چرا مشکل شما مهم است.
۴. دانستن آنچه باید حذف کنید
تمام جزئیات داستان برای شما مهم هستند، اما این داستان برای خواننده است. مشخص کنید که چه درسهایی میخواهید به خواننده منتقل کنید و هر چیزی که مانع این کار میشود را حذف کنید.
– شخصیتها: شخصیتهایی که به داستان شما کمک نمیکنند، حذف کنید.
– زمانبندی: زمانبندی داستان را سادهتر کنید.
– گفتگو: گفتگوها را مختصر کنید.
– رویدادها: اگر داستان شما درباره یک گالری هنری است، به دیگر رویدادها اشاره نکنید.
۵. ایجاد قدرت در داستان
داستانها دربارهی احساسات هستند. به جای ارائهی حقایق خشک، خواننده را درگیر کنید و به او کمک کنید احساس کند.
– تصویرسازی: با استفاده از توصیفهای حسی، خواننده را به صحنه وارد کنید.
– گفتگو: گفتگوی زنده و واقعی به داستان عمق میبخشد.
– ایجاد احساسات: احساسات شخصیتها را به تصویر بکشید و تنشها را بالا ببرید.
نوشتن داستانهای جذاب از آنچه که تصور میکردم سختتر است. با استفاده از این ۵ اشتباه به عنوان یک چکلیست، میتوانید داستانهای قدرتمندی بنویسید که خوانندگان شما را شگفتزده کند.
